ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٩ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
طريقها مگر بسوى تو و برطرف گشتند آرزوها و بريده شدند اميدها مگر از تو و دروغ شده است گمان و خلاف گشته است وعدهها مگر وعده تو. خداوندا بدرستى كه موضعهاى[١] اميد داشتن مر احسان تو مملوّ است[٢] و درهاى استجابت دعا براى كسى كه بخواند ترا گشوده شده است و طلب فريادرسى براى كسى كه طلب فريادرسى نمايد از تو جايز است و توئى براى خواننده خود در محلّ برآوردن حاجت او و براى فريادكننده بسوى تو سزاوار فرياد رسيدنى و براى ارادهكننده بسوى تو نزديكى به حسب مسافت[٣] و آنكه وعده ثواب و عقاب تو[٤] عوض است از منع كردن بخيلان، حقوق فقيران را و توسعه است از آنچه در دستهاى متفرّدان است و تداركى است از مكرهاى پوشانندگان حقّ و آنكه سفركننده بسوى تو، اى پروردگار من نزديك است بعد او از تو و تو پنهان نمىشوى[٥] از آفريدگان خود مگر آنكه بپوشاند ايشان را[٦] كردارهاى بد و ناخوش از نزد تو و خالى نمىسازم نفس خود را از گناهان و بلند نمىگردانم منزلت خود را از گناهان بدرستى كه من به نفس خود اى مولاى من هر آينه ستمكنندهام و به منزلت و مرتبه خود هر آينه نادانم مگر آنكه رحم نمائى به من و رجوع نمائى به زيادتى احسان خود بر من و دفع كنى عقوبت خود را از من و آنكه رحم كنى مرا و نظر نمائى بر من به آن چشمى كه خلاص نمودهاى مرا به سبب آن از تحيّر شك و بالا بردهاى مرا از گودى گمراهى و بلند گردانيدهاى مرا از مردن نادانى و راه نمودهاى مرا به سبب آن از ملاحظه راههاى به تحيّر اندازنده، خداوندا و به تحقيق كه دانستهام من آنكه بهترين توشه سفركننده بسوى تو جزم كردن قصد و خالص نمودن نيّت است و به تحقيق كه خواندهام من ترا به جزم از اراده خود و خالص نمودن نيّت خود و براستى و درستى قصد خود پس اينك من اين درويش توام محتاج توام گرفتار به دست قدرت توام[٧] درويش توام
[١]« مناهل» جمع منهل است و آن موضعى است كه آب در آن جمع شود مانند حوض و آب انبار. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى بدرستى كه حوضها و چشمههاى احسان تو كه اميد دارند مردمان از آنها بخشش ترا مملو است و هر چند بر مىدارند از آنها چيزى كم نمىشود و برطرف نمىگردد.
[٣] -يعنى راه تو به او نزديك است و از او دور نيستى.
[٤] -يعنى و آنكه وعده بهشت و نعمتهاى آن مؤمنان را غنى مىسازد از آنكه بر نعمتهائى رشك خورند و حسد برند كه در دست جماعت متفردان و خسيسان است كه مىخواهند كه همه نعمتهاى دنيوى مخصوص ايشان باشد و از براى ديگرى نباشد از جهت آنكه مؤمن ملاحظه مىنمايد كه اگر چه نعمتهاى دنيوى مخصوص ديگرى است و ليكن در بهشت به عوض آن چندين مقابل آن خواهد، خواهد بود. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى نعمتهاى تو از بندگان تو پوشيده نمىگردد.
[٦] -يعنى ايشان را از نزد تو منع كند و دور نمايد.
[٧] -يا آنكه بنده توام يا آنكه محبوس زندان توام.