ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٠ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
اطاعتكننده يا اكراه داشته شده گفتند كه آمدهايم در حالى كه فرمان برداريم چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او فرا نمىگيرد او را سستى يا پينكى و نه خوابى چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او و بخشنده و بر عرش مستولى و قادر است [مىداند راز نهانى و آنچه را كه پنهان است] مىداند خيانتكننده از چشمها را و آنچه را كه پنهان كنند آن را سينهها. چنگ در زدم بخدائى كه نيست خدائى مگر او از براى اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه در ما بين هر دو و آنچه در زير خاك است. چنگ در زدم من بخدايى كه نيست خدائى مگر او مىبيند همه چيز را و ديده نمىشود او و خدا در جايگاه ديدن بلند است پروردگار آخرت و دنياست. چنگ در زدم من بخدائى كه [نيست خدائى مگر او] خوار است هر چيز نزد پادشاهى او.
چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه پست است هر چيزى براى بزرگى او. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه او در بلندى مرتبه خود نزديك است و در نزديكى خود بلند مرتبه است و در پادشاهى خود تواناست. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او آفريننده بىماده است بلند مرتبه زنده هميشگى است باقى است كه برطرف نمىشود. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او كه تعريف نمىتواند كرد زبانها توانائى او را. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او زنده به خود برپا است[١] فرا نمىگيرد او را سستى و نه خوابى. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او رحمكننده بخشنده صاحب بزرگى و كرم است. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او يگانه يكتاى بىهمتاى هميشگى است كه نزائيده و زائيده نشده و نبوده و نيست براى او همسر كسى. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او بخشندهترين بخشندگان است بزرگ بزرگتر است از آنكه بوصف آيد بلند بلند مرتبهتر است از همه چيز. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او به دست قدرت اوست خوبىها همه و او بر هر چيز تواناست چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او تسبيح مىكند براى او آنچه در آسمانها و زمين است همه از براى او زارىكنندهاند. چنگ در زدم من بخدائى كه
[١] -يا آنكه قايم است به امور خلايق.