ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
بزرگ از بهره مرا وقتى كه بسيار عطا نمودى آن را آنكه كم شده باشد[١] مملكت پادشاهى تو و نيست در قسمت كردن روزىها در هنگامى كه تنگ گرفته باشى تو بر من روزى را آنكه زياد شده باشد مملكت تو پس خداوندا[٢] براى توست ستايش به عدد آنچه فرا گرفته است به آن دانش تو و به عدد آنچه رسيده است به آن توانائى تو و به عدد آنچه گنجايش دارد آن را رحمت تو و چندين برابر اينها همه ستايشى پيوسته پياپى كه برابرى نمايد به نعمتهاى تو و بنامهاى تو خداوندا پس تمام كن نيكوئى خود را به سوى من در آنچه باقى است از عمر من همچنان كه نيكوئى نمودهاى تو به من در آنچه از عمر من گذشته است پس بدرستى كه متوسّلم بسوى تو به اقرار يگانگى تو و به تهليل گفتن براى تو [و به ستايش تو] و به تعظيم كردن ترا و بزرگ شمردن ترا و بزرگوار دانستن ترا و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه آفريدهاى تو آن را از جهت آنكه سؤال كنند ترا به آن[٣] پس بيرون نمىرود از تو مگر بسوى تو و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه مجرّد و سپرده شده در خزانه توست كه زنده زنده زنده است و به او و به او و به او و به تو و به تو و به تو آنكه محروم نگردانى مرا از عطاى خود و از نفعهاى بخشش خود و متولى مگردان تو بر من غير خود را به عوض خود و مسپار مرا به سوى دشمن من و وامگذار مرا به سوى نفس من و نيكوئى كن به سوى من به تمامترين نيكوئى در دنيا و آخرت و نيكو گردان در دنيا كردار مرا و برسان به من در دنيا آرزوهاى مرا و در آخرت نيز و برسان به من نيكى را در بازگشت من پس بدرستى كه درويش نمىكند ترا بسيارى آنچه ريزش نموده است به آن بخشش تو و جارى شدن كرامتهاى از انعام تو و كم نمىكند بخشش ترا كوتاهى من در شكرگزارى نعمت تو و پر نمىكند خزانههاى نعمت ترا بخشش نكردن و كم نمىكند بزرگى[٤] كرمهاى ترا كه سرزده است از فراخ دستى تو بخشش نمودن تو و تأثير نمىكند در بخشش بزرگ زياد عظيم تو عطيّههاى تو و نمىترسى تو از نادارى درويشى و احتياج تا آنكه كم كنى عطاى خود را و نمىرسد به تو ترس از پريشانى
[١] -حاصل معنى آنكه زيادتى بخشش و بسيارى احسان تو سبب آن نمىشود كه از مملكت تو چيزى كم شود و همچنين تنگ گرفتن تو بر من روزى را نه از جهت آن است كه مىخواهى زياد شود مملكت تو، بلكه از راه مصلحتى است كه در آن مىدانى يا آنكه به علت عدم قابليّت من است. و اللَّه يعلم
[٢] -ظاهر آن است كه فقره« اللّهمّ لك الحمد» جزا و متعلق باشد به فقره« فلو لم اذكر» چنانچه در ترجمه اشاره به آن شده و ممكن است كه اين فقره جملهاى باشد كه در ميان در آمده باشد و فقره« اللّهمّ فتمّم احسانك» جزاى« فلو لم اذكر» باشد چنانچه به حسب معنى ظاهرتر است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى جايز نيست كه ديگرى به آن نام خوانده شود مثل الله و رحمان و امثال آنها. و اللَّه يعلم
[٤] -حاصل معنى آنكه كم نمىكند بخشش تو از كرمهاى بزرگ تو چيزى و سبب اين نمىشود كه ديگر كرم ننمائى. و اللَّه يعلم