ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
و به تعب نمىاندازد او را نگاهداشتن آنها[١] و اوست بلند مرتبه بزرگ، نيست اكراهى و جبرى در دين به تحقيق كه ظاهر شده است و جدا گرديده است[٢] راه حق از گمراهى پس كسى كه كفر آورد به شيطان[٣] و ايمان بياورد بخدا پس به تحقيق كه دست زده است به دستآويز محكم[٤] و سخت كه نيست جدائى و شكستنى براى آن و خدا شنونده و دانا است، گواهى داده است خدا به اينكه نيست خدائى مگر او و فرشتگان و صاحبان علم نيز گواهى دادهاند در حالى كه خدا بياد آورنده است عدل را،[٥] نيست خدائى مگر او كه غلبهكننده و داناست بدرستى كه دين و اطاعت در نزد خداى تعالى دين اسلام است و پس بگو (اى محمد) خداوندا اى صاحب پادشاهى، مىدهى تو پادشاهى را به هر كس كه مىخواهى و مىستانى پادشاهى را از كسى كه مىخواهى و عزيز مىگردانى كسى را كه مىخواهى و خوار مىگردانى كسى را كه مىخواهى به دست قدرت توست نيكوئى بدرستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى داخل مىكنى[٦] شب را در روز و داخل مىكنى روز را در شب و بيرون مىآورى[٧] زنده را از مرده و بيرون مىآورى مرده را از زنده و روزى مىدهى هر كه را كه خواهى بىاندازه، اى پروردگار ما ميل مفرما دلهاى ما را به باطل پس از آنكه راه نمودهاى ما را به راه حقّ[٨] و ببخش براى ما از جانب خود رحمت و شفقتى را بدرستى كه توئى تو بسيار بخشنده به تحقيق كه[٩] آمده است به شما فرستادهاى[١٠] به حكم خدا كه از جنس شماست،
[١] -نگاهداشتن يعنى آسمانها و زمين را.
[٢] -يعنى دين اسلام هر گاه حقّيّت آن ظاهر و معلوم است. پس فايده و نفعى ندارد و مترتّب نمىشود ثواب بر اسلامى كه به جبر و اكراه باشد و بعضى گفتهاند كه مراد آن است كه هر گاه ظاهر شده است و جدا گرديده است ايمان از كفر به دليلهاى روشن، و معلوم گرديده است كه ايمان سبب سعادت مىشود و كفر باعث شقاوت مىگردد، پس به يقين كه هر عاقلى ايمان را اختيار مىكند و احتياج به اكراه و اجبار نيست چه اكراه در حقيقت جبر كردن كسى بر چيزى است كه در اين خير و خوبى ظاهر نباشد و اين معنى منافات ندارد با واجب بودن جهاد و جنگ با كفّار براى آن كه ايشان ايمان آورند چنان كه پيغمبر ٦ با كافران و مشركان جنگ نمودند و بعضى از فضلا گفتهاند كه يعنى اكراهى و جبرى در دين نيست مگر بعد از آن كه ظاهر شود و جدا گردد راه حق يعنى اسلام از گمراهى يعنى از كفر پس بعد از آن اكراه واجب و لازم است و بعضى گفتهاند كه مراد از دين رشد تشيع و دوست داشتن اهل بيت : است و از غىّ تسنن و عداوت اهل بيت : است و در اين هنگام معنى آيه ظاهر و احتياج به تأويل نيست، يعنى اكراه و جبرى در شيعه شدن نيست يعنى جايز نيست كه سنى را جبر كنند تا آن كه شيعه شود، بلكه بايد كه به اختيار خود شيعه شود و معانى چند ديگر در اين مقام گفتهاند كه ذكر آنها موجب درازى كلام است. و اللَّه يعلم
[٣] -يا به هر چيز كه به غير خداى تعالى عبادت كرده شود يا هر چه منع كند و از عبادت خداى عزّ و جلّ باز دارد.
[٤] -عروة دسته هر چيز را گويند مثل دسته كوزه و دلو و در اين مقام كنايه از چيزى است كه دست زنند و متوسل به آن شوند يعنى دين اسلام كه محكم است و جدائى و شكستنى از براى آن نيست. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى قسمتها و حكمهايى كه كرده از روى عدل است و در آن ظلمى و جورى نيست. و اللَّه يعلم
[٦] -معنى اين سابقا مذكور شد
[٧] -مثل بيرون آوردن و آفريدن آدمى از نطفه و نطفه از آدمى و بيرون آوردن مرغ از تخم و تخم از مرغ يا مؤمن از كافر و كافر از مؤمن، چنانچه سابقا مذكور شد. و اللَّه يعلم
[٨] -يا آن كه ما را به حقّ رسانيدى يعنى اى پروردگار بعد از آن كه به ما راه حقّ را نمودهاى يا آن كه ما را به حقّ رسانيدى چنان مكن كه دل ما از آن ميل كند و برگردد. و اللَّه يعلم
[٩] -اين آيه در آخر سوره توبه است.
[١٠] -يعنى پيغمبر ما ٦.