ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٧٥ - ١٣ - حرزهاى حضرت امام محمد تقى
كه نوشته شده است بر سراپرده توانائى، و به اسم تو كه غلبهكننده است و به اسمهاى تو كه منزّه و تعظيم كردهشدههااند و ذخيره كردهشدههاى در علم پنهان [پنهان كردهشدههاى] در نزد تواند. و سؤال مىنمايم ترا از نيكوئى تو بهتر از آن چه اميد دارم. و پناه مىبرم به غلبه تو و توانائى تو از بدى چيزى كه مىترسم و دورى مىجويم از آن و از چيزى كه نمىترسم از آن. اى مددكار محمّد در روز جنگ حنين[١] و اى صاحب على در روز جنگ[٢] صفّين[٣] توى اى پروردگار من هلاككننده مر صاحبان جبروت را[٤] و شكننده[٥] پشت صاحبان تكبّر را سؤال مىنمايم ترا به حقّ طه[٦] و به حقّ ياسين[٧] و به حقّ قرآن كه بزرگ است و به حقّ فرق نماينده كه حكمكننده است ميان حق و باطل آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آن كه محكم گردانى بازوى صاحب اين دعاى بسته شده را و دفع مىنمايم و طعن مىزنم به قوّت خود در گودى گردن هر جبركننده ظالم و هر شيطانى سركش و دشمنى سخت و دشمنى كه صفات او كريه و ناخوش باشد و بگردان صاحب دعا را از كسانى كه اطاعت فرموده باشد به سوى تو نفس خود را و باز گذاشته باشد به سوى تو كار خود را و پناه داده باشد پشت خود را به سوى تو. بار خدايا به حقّ اين نامها كه آنها را ذكر نمودم و خواندم و تو به حق آنها داناترى از من و سؤال مىكنم از تو اى صاحب نعمت بزرگ و اى صاحب بخشش كريم[٨] اى سزاوار دعاهاى
[١] -حنين واديى است ما بين مكه و طائف كه پيغمبر و مسلمانان در آن وادى با كفّار هوازن و ثقيف جنگ نمودند و در اوّل مسلمانان گريختند و در آخر پيغمبر مشتى خاك و سنگريزه برداشته به طرف كفار ريختند و فرمودند كه به قدرت الهى منهزم شويد. پس به بركت دعاى آن حضرت كفار شكست يافتند و گريختند و غنيمت بسيار به دست مسلمانان آمد و تفصيل قصه جنگ حنين در كتب تفاسير مذكور است. و اللَّه يعلم.
[٢] -فيروزآبادى در كتاب قاموس نقل نموده كه جنگ صفين در غرّه شهر صفر سنه سى و يك سال بعد از هجرت واقع شده و از اين جهت است كه مردمان از سفر كردن در ماه صفر احتراز مىنمايند و آن را بد مىدانند.
[٣] -صفّين به كسر صاد و تشديد فاء، موضعى است به كنار فرات به طرف غربىّ آن به سمت شام نزديك به رقّه كه جنگ عظيمى در آن موضع ميانه حضرت امير المؤمنين على ابن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان واقع شد و تفصيل آن قصه در تواريخ و كتابهاى امامت مذكور است. و اللَّه يعلم.
[٤] -يا آن كه توئى هلاككننده مر جماعت جبر و اكراهكنندگان را. و اللَّه يعلم.
[٥]« قصم» در لغت عرب به معنى شكستن پشت است و در اين مقام به معنى هلاك كردن است.
[٦] -مخفى نماند كه حروف مقطعات كه در اوايل سورههاى قرآن است، از جمله آيات متشابه هستند كه تاويل آنها را مگر خداى تعالى نمىداند و آن جماعتى كه خدا ايشان را تعليم نموده باشد، يعنى پيغمبر و اهل بيت او عليهم السّلام و از حضرت امام جعفر صادق ٧ مروى است كه: طه اسمى از اسمهاى پيغمبر ٦ است، چنانچه« طا» اشاره به طالب است و« ها» اشاره به هادى است، يعنى« يا طالب الحق الهادى اليه» يعنى اى طلبكننده حق و راهنماينده به سوى او. و بعضى از فضلا گفتهاند كه اسم خداى تعالى است يا اسم قرآن است يا اسم سوره است و بعضى گويند كه« ط» نه است و« ه» پنج است كه مجموع چهارده است، يعنى اى ماه شب چهارده كه اشاره به پيغمبر باشد يا آن كه اى چهارده معصوم كه اشاره به پيغمبر و اهل بيت اطهار بوده باشد و در تفسير طه معانى ديگر گفتهاند كه ذكر آن موجب تطويل است. و اللَّه يعلم.
[٧] -از حضرت امير المؤمنين و امام محمد باقر عليهم السّلام مروى است كه يس اسمى از اسماء پيغمبر ٦ است و مؤيّد اين است آن كه اهل بيت آن حضرت را آل يس گويند، چنانچه به همين مضمون حديثى وارد شده و در تفسير اين معانى ديگر نيز گفتهاند، چنان كه در كتب تفسير مذكور است.
[٨] -ممكن است كه كريم به معنى بخشنده باشد و وصف نمودن جود به كريم از جهت مبالغه است، يعنى آن قدر صاحب بخشش است كه گويا بخشش او نيز بخشنده است و محتمل است كه كريم به معنى بزرگوار و نيكو و شريف و امثال اينها باشد. و اللَّه يعلم.