ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢١٤ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
آفتهاى ضايعكننده و به نجات دهندهترين آنها از بلاهاى هلاككننده و به راه نمايندهترين آنها به سوى راهنمائىها و حفظكنندهترين آنها از بليّهها و بيشترين آنها از نيكوئىها و فرود آورندهترين آنها به بركتها و زيادهترين آنها در بخششها و تمامكنندهترين آنها از براى نعمتها و پوشانندهترين آنها مر عيبها را و آمرزندهترين آنها مر گناهان را بدرستى كه تو نزديكى و اجابتكنندهاى. پس رحمت فرست بر پسنديده خود از آفريدگان خود و برگزيده خود از مخلوقات خود و امين تو بر وحى تو به زيادهترين رحمتها و بركت فرست بر او به بهترين بركتها به سبب آنچه رسانيده است از جانب تو از پيغامها و بيان كرده است فرمان ترا و خوانده است بندگان را به سوى تو و ظاهر نموده است دليلهاى بر يگانگى ترا براستى و هويدا تا آنكه رسيده است به او يقين[١] و رحمت فرستد خدا بر او در جمله پيشينيان[٢] و رحمت فرستد خدا بر او در پسينيان و بر آل او و اهل خانه او كه پاكانند و جانشين و در عقب او قرار ده در ميان بندگان به نيكوتر آنچه در عقب درآوردهاى به آن كسى را از پيغمبران تو اى رحمكنندهترين رحمكنندگان خداوندا از براى توست ارادهها[٣] كه نزاع كرده نمىشوى تو[٤] نزد رسيدن آنها به نهايتها به تحقيق كه منقطع شده است معارضه نمودن آنها به سبب عاجز بودن قدرتها از برگردانيدن آنها از آنكه برسند به نهايتها پس هر آن ارادهاى كه گردانيده باشى تو آن را ارادهاى از براى عفو خود و سبب از براى رسانيدن احسان خود و از جهت نازل ساختن براى نيكوئى تو پس رحمت فرست بر محمّد و بر اهل خانه محمّد و پيوستهدار آن اراده را خداوندا به هميشه بودن و ابتدا نماى آن را به تمام بودن بدرستى كه تو گشاده بخششى و تو بخشنده انعامى و اجابتكننده ندائى و شنونده دعائى.
١٦- و از آن جمله دعائى است جليل القدر كه مروى از حضرت امير المؤمنين ٧ است.
روايت شده از ابو عبد اللَّه احمد بن محمّد بن غالب كه گفت: حديث نمود به ما عبد اللَّه بن ابى حبيبه و خليل بن سالم، از حارث بن عمير، از حضرت امام جعفر بن محمد صادق ٧، از پدر خود و از جدّ خود امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه و على ذرّيته الطّيّبين الطّاهرين المنتجبين و سلم كثيرا كه فرمودند: مرا رسول خدا ٦ و على أهل
[١] -يعنى خيرى كه يقين است وارد شدن آن و اين كنايه از مرگ است.
[٢] -يعنى و هر رحمتى كه فرستد خداى تعالى به جماعت اوّلين و آخرين آن حضرت داخل باشد در آنها، يا آنكه به سبب تبليغ آن حضرت جماعت اوّلين و آخرين را رحمت فرستد بر او. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى ارادههاى رسانيدن نعمتها و نيكوئىها به بندگان و انتقام كشيدن و عذاب نمودن عاصيان.
[٤] -يعنى نزاع نمىتواند نمود با تو كسى در آن ارادهها.