ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢١٣ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
آنچه عطا نمودهاى تو به ايشان از نعمتهاى خود پس ستايش مىكنند ترا به قدر طاقت سعى خود ستايشكنندگان و چنگ در زدند به اميد تجاوز تو تقصيركاران و برانگيختند در خاطر خود اقرار به پروردگارى ترا ترسندگان و اراده نمودند خواهش به سوى ترا طلبكنندگان و متوسّل گشتهاند به سوى زيادتى بخشش تو نيكوكاران[١] و هر كسى به سايهاى مىگريزد در سايههاى چشمداشت تجاوز تو و ضعيف و نحيف مىشود به سبب خوارى از جهت ترس تو و اقرار مىنمايد به كوتاهى در شكرگزارى تو پس منع نمىكند ترا[٢] باز ايستادن كسى كه اعراض نموده است از طاعت تو و نه مرتكب شدن كسى كه اقدام نموده است بر نافرمان بردارى تو از آن كه تمام نمائى بر بندگان نعمتهاى خود را و كامل سازى براى ايشان بخششهاى خود را و برگردانى از ايشان عقوبتهاى خود را و ترسانيدهاى تو ايشان را از بدى عاقبتهاى پشيمانىها و زياده گردانيدهاى نيكوئى را براى كسى كه نيكوئى نموده است و لازم ساختهاى بر نيكوكاران شكرگزارى مهيّا نمودن تو اسباب را براى نيكوئى نمودن و لازم كردهاى بر بدكردار شكر نمودن مهربانى خود را به بخشش كردن و وعده دادهاى نيكوكار از بندگان را به زيادتى در احسان كردن از جانب تو پس تسبيح مىكنم ترا[٣] تسبيح كردنى ثواب مىدهى تو بر آنچه ابتداى آن از جانب توست و بازگشت آن بسوى توست و قوّت بر آن به سبب توست و نيكوئى نمودن در آن از جانب توست و اعتماد كردن در تهيه اسباب آن بر توست پس از براى توست ستايش، ستايش كسى كه داند آنكه جميع حمد از براى توست و آنكه ابتداء حمد و منشأ آن از توست و بازگشت آن بسوى توست ستايشى كه كوتاهى نكند از رسيدن به خشنودى از جانب تو سپاس كسى كه اراده نموده باشد ترا و بس به حمد خود و سزاوار باشد زيادتى را از براى او از جانب تو در نعمتهاى او و از براى توست قوّت دادنها از يارى نمودن تو و رحمتى كه مخصوص ساختهاى تو به آنها كسى را كه دوست داشتهاى از آفريدگان خود و رحمت فرست بر محمّد و بر آل او و مخصوص گردان ما را از رحمت خود و از قوّت دهندههاى شفقت خود به ثابتكنندهترين آنها از براى قبول پشيمانىها و نگاهدارندهترين آنها از
[١] -يا احسانكنندگان به غير.
[٢] -يعنى با وجود آنكه بندگان اطاعت تو نمىكنند و مرتكب عصيان و نافرمانى شدهاند و همگى گناهكارانند مع هذا نعمت خود را بر ايشان تمام كردهاى و ايشان را روزى مىدهى و گناههاى ايشان را مىآمرزى. و اللَّه يعلم
[٣] -حاصل معنى آنكه كسى را تسبيح مىكنم و از حال كريمى تعجب مىنمايم كه بندگان را بر عبادت كردن و اطاعت نمودن او را ثواب مىدهد و حال آنكه ابتداى آن از جانب او است چه موقوف است بر ايجاد نمودن خداى تعالى آن بنده را و بازگشت او به سوى خداست زيرا كه موقوف است بر حيات و قوّت داشتن بر آن به سبب او است، از جهت آنكه موقوف است به روزى دادن و احسان در آن از جانب او است، از براى آنكه موقوف است به قدرت و اعتماد نمودن به تهيه اسباب در آن بر خداى تعالى است، چه موقوف است به توفيق و همه اينها از جانب او است و از تفضّلات و كرم او است و مع هذا بندگان خود را ثواب مىدهد، ثواب دايمى. و اللَّه يعلم