ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - ه دعاهاى حضرت امام زين العابدين على بن الحسين
دشمنى نمايد با من و از شرّ آنچه آفريدهاى تو آن را و از شرّ كسى كه اراده نمايد به من بدى را پس بدرستى كه اين تنگ نيست بر تو در جنب توانگرى تو و گران نمىكند ترا در جنب توانائى تو و تو بر همه چيز توانائى [پس اى خداى من، به من از رحمت خود و پيوستگى توفيق خود ببخش آنچه را كه آن را نردبانى بگيرم كه به وسيله آن بسوى خشنودى تو بالا بروم و به وسيله آن از عقاب تو ايمن شوم اى رحمكنندهترين رحمكنندگان]، اى خداى من رحم كن مرا به اين كه ترك نمايم گناهان ترا هر قدر كه باقى گذارى مرا و رحم كن مرا به اينكه واگذارم بر خود قرار دادن مشقّت آنچه را كه نخواهد مرا[١] و روزى كن مرا نيكوئى تامّل نمودن در آنچه خشنود گرداند ترا[٢] از من و ثابت گردان در دل من حفظ قرآن ترا همچنان كه ياد دادهاى مرا و بگردان مرا كه تلاوت نمايم آن را بر آنچه خشنود مىگرداند ترا آن از من و روشن گردان به سبب آن چيز چشم مرا و شنوا گردان به سبب آن گوش مرا و بگشاى به سبب آن سينه مرا و گشاده كن به سبب آن دل مرا و گويا كن به آن زبان مرا و كارفرماى به آن اعضاى مرا و بگردان در من از حركت (يا قدرت) و توانائى آنچه را كه آسان كند آن را[٣] بر من پس بدرستى كه نيست حركتى (يا قدرتى) و نه قوّتى مگر به تو خداوندا توئى پروردگار و دوست من و آقاى من و آرزوى من و خداوند من و فريادرس من و معتمد من و آفريننده من و يارىكننده من و اعتماد من و اميد من براى توست زندگانى من و مردگى من و براى توست گوش و چشم من و به دست قدرت توست روزى من و بسوى توست امر من در دنيا و آخرت مالكشدهاى تو مرا به توانائى خود و قادر گشتهاى تو بر من به پادشاهى خود پس براى توست توانائى در امر من و پيش سر من به دست قدرت توست مانع نمىشود كسى نزد خشنودى تو به سبب مهربانى تو اميد دارم رحمت ترا و به سبب رحمت تو اميدوارم خشنودى ترا اميد ندارم اين را به سبب كردار خود پس به تحقيق كه فوت شده است از من كردار من، پس چگونه اميد داشته باشم از چيزى كه به تحقيق فوت شده است از من. شكوه مىنمايم به سوى تو از درويشى خود[٤] و سستى توانائى خود و از حدّ گذشتن در امر خود و همه اينها از جانب من است و شكوه مىكنم از آنچه تو داناترى به آن از من پس نگاه دار مرا از اينها همه. خداوندا
[١] -يعنى ميسر نشود براى من.
[٢] -يعنى بجاى آوردن و احكام آن را پيروى نمودن. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى خشنودى ترا.
[٤] -از احتياج و فقر خود.