ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩١ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
ترا مىكنم و نام ترا نزد خداى عزّ و جل و در هر شبانه روزى پنج مرتبه بعد از هر نماز مذكور مىسازم و تو خود از پدر خود و از جدّ تو حديث نمودهاى آنكه رسول خدا ٦ فرمودند كه چهار دعا است كه از نزد خداى تعالى برگرديده نمىشود: يكى از آنها دعاى پدر در حقّ فرزند خود است و ديگرى دعاى برادر مؤمن در حقّ برادر مؤمن خود غايبانه او است و ديگرى دعاى مظلوم در حقّ ظالم است و ديگرى دعائى است كه آن را شخصى از روى اخلاص كند.
ربيع گفت كه: هنوز كلام آن حضرت تمام نشده بود كه رسولان در عقب من آمدند تا خبر مرا معلوم كنند.
پس من بازگشتم و به نزد منصور رفتم و او را خبر دادم به آنچه گذشته بود.
پس منصور گريست و گفت بسوى آن حضرت بازگرد و بگو كه اختيار زمان ملاقات و تشريف آوردن و در باب عدم ملاقات و نشستن و نيامدن با شماست و امّا آن زنانى را كه تو ايشان را ذكر نمودى پس بر ايشان سلام باد، پس به تحقيق كه خداى تعالى ترس ايشان را ايمن گردانيده است و اندوه آنها را برطرف كرده است.
ربيع گفت: پس من به خدمت آن حضرت برگشتم و ايشان را خبر دادم به آنچه منصور گفته بود.
پس آن حضرت فرمودند كه: بگو صله رحم بجا آوردى و به جزاى خير جزا داده شوى. پس چشمهاى آن حضرت به اشك آمد تا آنكه در دامان ايشان چند قطره ريخت. پس فرمودند كه: اى ربيع بدرستى كه اين دنيا اگر چه به آب و رنگ خود خود آرائى نموده است و به زينت خود فريب مىدهد، پس بدرستى كه آخر آن دور نيست كه مثل آخر فصل بهار باشد كه سبزى او به عجب مىآورد پس نزد منتهى شدن و تمام گشتن ايام آن خشك و پراكنده مىشود و بر هر كسى كه براى نفس خود پند و عبرت گيرد لازم است آنكه به سوى دنيا نگاه كند، نگاه كسى كه براى او از جانب خدا عقلى كامل باشد و از بدى بازگشت آن و آخر آن بترسد. پس بدرستى كه اين دنيا به تحقيق كه با جمعى حيله نموده است از ايشان مفارقت مىكند زودتر از آنچه در آن باشند و بيشتر از آنچه در آن بهره برند. ايشان را اجلهاى ايشان در شب وارد مىشود و حال آنكه ايشان در خواب غفلت باشند يا در روز و حال آنكه ايشان به لهو و لعب مشغول باشند. پس چگونه از دنيا بيرون كرده مىشوند و به چه حال بعد از دنيا گرديده مىشوند ايشان را دنيا آزار و تعب نتيجه بخشد و به ايشان پشيمانى و حسرت ارث مىدهد ايشان را به تلخى خوراك جرعهاى مىآشاماند و ايشان را به جام فراق غصّه مىدهد. پس واى بر كسى كه از دنيا راضى باشد، يا آنكه در دنيا خوشحال باشد. آيا آن كس محل هلاكت پدران خود را و جماعت پيشينيان از دشمنان و دوستان خود را نمىبيند! اى ربيع درازترين به دنيا از روى حسرت و بيشترين دنيا از جهت قباحت و زيانمندترين دنيا در سود، بزرگترين در اندوهناكى وقتى است كه فريفتهشده به دنيا مرگ خود را ببيند و آنكه مرگ آرزوهاى او را بريده است و فرض كند كه در دنيا همه كارها را بجاى آورد بنا بر آنكه به او درازترين عمرها و زيادترين زندگانى داده شده باشد و در دنيا به همه آرزوها رسيده باشد. پس چه فايدهاى آيا آخر آن جز پيرى چيزى و منتهاى آن به غير از قبر جايى هست؟! از خداى تعالى براى ما و براى تو عمل صالح را به سبب فرمان بردارى او سؤال مىكنيم و بازگشت به سوى رحمت او و نجات يافتن از نافرمانى او و بينائى در حقشناسى او. پس بدرستى كه نيست توفيق يافتن به اين مگر از جانب خدا و به يارى خدا.
ربيع گويد كه پس من گفتم: يا ابا عبد اللَّه ترا بر حقّى سؤال مىكنم كه ميان تو و ميان خداى عزّ و جلّ است كه كارى را نكنى مگر آنكه به من تعليم نمائى آنچه را كه به آن بسوى پروردگار خود تضرّع مىنمودى و آن را مانع ميان خود و ميان ترس و بيم خود گردانيده بودى. پس اميدوارم كه خداى تعالى اصلاح كند و به بركت دعاى تو شكستگى را درست نمايد و توانگر گرداند