ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٥ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
پس با تو حكايت قصّه را نمايم. پس چون از نماز فارغ شد روى به جانب من نمود و گفت: اى محمّد بدان كه چون من حضرت ابا عبد الله جعفر صادق ٧ را حاضر كردم، اژدهائى را ديدم كه به دم خود همه خانه و قصر مرا فرو گرفته بود و لب بالائى را بر بالاى خانه و لب پائين را بر پائين خانه نهاد بود و به زبان فصيح با من گفت: اى منصور بدرستى كه خداى تعالى مرا بسوى تو فرستاده و به من فرموده است كه اگر نسبت به حضرت ابا عبد الله ٧ بىآدابى را بجاى آورى، پس ترا و همه كسانى را فرو برم كه در اين خانه هستند. پس عقل من زايل شد و لرزه بر اندام من افتاد و دندانهاى من بر هم مىخورد. محمّد بن عبد الله اسكندرى گويد كه: پس من به منصور گفتم كه: يا امير المؤمنين اين از آن حضرت عجب نيست، زيرا كه آن حضرت وارث علم پيغمبر است و جدّ او امير المؤمنين على بن ابى طالب است و در نزد او از اسماء اعظم و ساير دعاها آن قدر هست كه اگر بر شب تاريك خواند هر آينه روشن گردد و اگر بر روز روشن خواند چون شب تاريك شود و اگر بر موج دريا خواند هر آينه ساكن گردد. محمّد بن عبد الله گويد كه: من بعد از چند روز به منصور گفتم كه آيا مرا اذن مىدهى كه به زيارت حضرت ابا عبد الله جعفر بن محمد ٨ روم. پس منصور امتناع ننمود و مرا مأذون نمود. چون به خدمت آن حضرت رسيدم و سلام كردم، گفتم يا حضرت ترا به حق جدّت محمد ٦ سؤال مىكنم آنكه مرا آن دعائى را بياموزى كه آن را خوانديد در وقتى كه بر ابى جعفر منصور داخل شديد. آن حضرت فرمودند كه: چنين باشد، پس گفتند:
اى محمّد بدرستى كه اين دعا حرزى جليل القدر است و دعائى عظيم المرتبه است كه از پدران بزرگوارم : به من رسيده است و اين حرزى است كه بيرون آورده شده است از كتاب خداى عزّ و جلّ كه به او باطل نه از پيش روى او و نه از عقب سر او نمىرسد كه فرود آمده است از جانب خداى بسيار داناى حمد كرده شده. پس آنگاه به من فرمودند كه: بنويس آنچه را كه مىخوانم و اين دعا را بر من خواندند و اين حرزى جليل القدر است و دعائى عظيم المرتبه است و مبارك و مستجاب است.
ابن طاوس عليه الرحمة گويد كه: در وقتى كه ابو مخلّد عبد الله بن يحيى از بغداد به سمت خراسان وارد شد از جهت رسالت به نزد ابى الحسن بن نصر بن احمد به بخارا، اين حرز همراه او بود كه در صفحههاى از نقره به آب طلا نوشته شده بود و آن صفحهها را به شيخ ابو الفضل محمّد بن عبد الله بلغمى بخشيده و گفت بدرستى كه اين بهترين تحفهاى است و بزرگترين بخشى است. پس كسى كه خداى عزّ و جلّ او را بخواندن اين دعا در وقت صبح در هر روز توفيق دهد پس خداى تعالى او را از همه بلاها نگاه مىدارد و او را از شرّ ياغيان و سركشان جن و انس و شياطين و پادشاه ظالم و از شرّ درندگان و از شر همه بيمارها و آفتها و بلاها پناه مىدهد و اين دعا مجرّب و مستجاب است مگر آنكه بدون نيّتى خالص خوانده شود و دعا اين است:
نيست خدائى مگر خداى هميشه، ثابت مىكنم او را ثابت كردنى[١] نيست خدائى مگر خدا ايمان دارم به او ايمان داشتنى و راست گويم راست گفتنى نيست خدائى مگر خدا مىپرستم او را پرستيدنى و بندگى مىكنم او را بندگى نيست خدائى مگر خدا از روى لطف و مهربانى نيست خدائى مگر خدا ثابت مىكنم او را ثابت كردنى
[١] -در هر يك از اين فقرات چيزى مقدر است يعنى ثابت مىگردانم خدا را و اقرار به وجود او دارم ثابت نمودنى كه در آن شكى و شبههاى نيست و ايمان و اعتقاد دارم به يگانگى او ايمانى جازم و راست گويم كه زبان من موافق است با اعتقاد من و اين هر دو با نفس الامر و واقع و پرستش و بندگى مىنمايم خدا را پرستشى كه او سزاوار و مستحق پرستش و بندگى است. و اللَّه يعلم