ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٦ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
من گفتم: يا ابن رسول اللَّه خدا مرا فداى شما بگرداند، بدرستى كه شما هنگامى بر هارون وارد شديد كه او بر شما خشمناك بود و ترديد نداشتم كه فرمان قتل شما را مىدهد، ولى خداى تعالى شما را از شرّ او به سلامت داشت، آن چيزى كه بخواندن او لبهاى خود را حركت داديد، چيست؟ پس آن حضرت فرمودند: بدرستى كه من دو دعا را خواندم كه يكى خاص و ديگرى عام است. پس خداى تعالى شرّ او را از من برگرداند. راوى گويد: پس من گفتم كه: يا ابن رسول اللَّه آن دو دعا كدامند؟
پس فرمودند كه: امّا خاص اين است:
خداوندا بدرستى كه تو نگاهداشتى آن دو پسر را از جهت صالح بودن پدر و مادر ايشان[١] پس محافظت نماى مرا از جهت صلاح پدران من.
و امّا دعاى عام اين است:
بار خدايا بدرستى كه تو كافى هستى مرا از شر هر شخص و نيست كافى از تو هيچ كس پس كفايت نماى مرا به چيزى كه خواسته تو [پس كفايت نماى مرا از او] و به نحوى كه خواسته توست و به هر مكانى كه تو آن را خواستهاى.
پس آن حضرت فرمودند كه خداى تعالى شرّ او را از من كفايت نمود.
د: و به سندهائى كه سابقا مذكور گرديده، از علىّ بن ابراهيم بن هاشم روايت شده است به روايت خود كه گفت حضرت امام جعفر صادق ٧ بيرون آوردند و انتخاب نمودند آياتى چند را از قرآن و آنها را حرزى براى فرزند خود حضرت امام موسى گردانيدند و آن حضرت (يعنى حضرت امام موسى ٧) آن آيات را مىخواندند و نفس خود را به آن حرز پناه مىدادند. و آن اين است:
[١] -اشاره است به حكايت حضرت موسى و خضر ٨ كه در سوره كهف مذكور است از حضرت امير المؤمنين و حضرت امام جعفر صادق ٨ منقول است كه آن گنج كه در زير ديوار بود كه خضر به امر خداى تعالى آن ديوار را ساخت كه نيفتد از جهت دو كودك يتيم كه پدر ايشان مردى صالح بود، لوحى بود از طلا و بعضى از مفسّرين نقل نمودهاند كه از زمرّد و در آن نقش بود كه« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عجب است از كسى كه بيادش آيد مرگ و متذكّر باشد آن را، چگونه خوشحالى و شادمانى مىنمايد در دنيا و مشغول به لهو و لعب مىگردد و تعجب از شخصى كه اعتقاد به قضاى خدا دارد و به آن كه هر چيز مقدّر شده، مىشود؛ چرا غم و اندوه مىخورد و عجب از كسى كه به يادش آيد آتش جهنم چگونه مىخندد و عجب از آن كه دنيا را مىبيند و تغيّر و تصرفات اهل آن و زوال آن را در اندك زمانى مىشناسد، چگونه دل بر دنيا مىبندد و غافل در آن مىنشيند و عجب از شخصى كه اعتقاد به رسيدن روزى دارد، چرا غم مىخورد». و رواياتى ديگر بعضى زيادتر و بعضى كمتر نيز در جنس لوح و نقش آن وارد شده كه از جهت خوف تطويل ايراد ننمود. و از حضرت امام جعفر صادق ٧ منقول است كه فرمودند:« خداى تعالى به بركت صلاح مردى مؤمن صالح، اصلاح مىكند فرزند او را و فرزند فرزند او را تا هزار سال بعد از آن و محافظت مىنمايد به بركت آن مرد خانه او را و همسايه او را و آن شهرى را كه آن شخص در اوست. پس همگى دائما در حفظ و حمايت اللَّه تعالى مىباشند به بركت آن مرد صالح». پس فرمودند كه:« به درستى كه خداى تعالى از جهت صلاح پدر و مادر آن دو طفل يتيم، ايشان را نيز صالح گردانيد و حال آن كه ما بين آن دو كودك و ما بين پدر و مادر ايشان هفتصد سال فاصله بود». و بعضى از علما و مفسرين نقل نمودهاند كه:« هفت پدر واسطه بود». و اللَّه يعلم