ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٨٤ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
كه هلاك نمايد مرا و از فتنه و بلائى كه عارض شود مرا و از گناهى كه نباشد توبهاى با آن و از نگريستن[١] بد در اهل و مال[٢] و فرزند و پناه مىبرم به تو نزد مذلّت و خوارى مرگ و پناه مىبرم به تو از كفر و نفاق و خروج و ظلم و تعصّب و غضب و پناه مىبرم به تو از توانگرى كه ياغى گرداند مرا و از درويشى كه به فراموشى اندازد مرا و از خواهشى كه به هلاكت اندازد مرا و از كردارى كه رسوا و خوار كند مرا و از همصحبتى كه گمراه نمايد مرا، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از شرّ روزى كه باشد اوّل آن نرسيدن و آخر آن زارى نمودن سياه شود در آن روز روىها و خشك گردد[٣] در آن روز جگرها و پناه مىبرم به تو از آنكه به عمل آورم گناهى را كه برطرف نمايد ثواب مرا[٤] و نيامرزى تو آن گناه را هرگز و از گناهى كه مانع شود نيكوئى آخرت را و از آرزوئى كه مانع گردد كار خوبى را و از زندگانى كه مانع شود نيكوئى مردن را و پناه مىبرم به تو از نادانى و لهو و لعب و از شرّ گفتار و كردار و از بيمارى كه مشغول سازد مرا[٥] و از سلامتى كه به لهو اندازد مرا و پناه مىبرم به تو از تعب و مشقّت و درد و آزار و تنگى [و زندگى سخت] و گمراهى و از خفّت[٦] و خوارى و درويشى و ريا و آوازه و پشيمانى و اندوه و زارى [و فروتنى] و فساد [و ترس] و فتنهها و از همه آفتها و بديها و از بلاى دنيوى و اخروى و پناه مىبرم به تو از قبيحها و معصيتها آنچه ظاهر و هويدا باشد[٧] از آنها و آنچه پنهان باشد و پناه مىبرم به تو از وسوسه نفسها از آنچه دوست نمىدارى تو آن را از
[١] -منظر سوء هر آفتى و بلائى است كه هر گاه نظر كند يا آن كه بر آن شخصى مطلع گردد آن را ناخوش و بد آيد و از صاحب آن آزار و بلا نفرت و اجتناب كند چون جذام و برص و امثال آنها، يا آن كه هر گاه خودش نفس خود را نظر كند و تأمّل نمايد، عاصى و زيانكار بيند و همچنين أهل و فرزند خود را بيند كه به فرمان او نيستند و اطاعت او نمىكنند، يا آن كه عاصى و گناه كارند. و اللَّه يعلم
[٢] -و مراد از نگريستن بد در مال آن است كه بيند مال خود را كه از ممرّهاى حرام و شبههناك جمع نموده و اصلا بهرهاى از آن نبرده به ديگرى باقى خواهد گذاشت و روز آن را همراه خواهد برد، يا آن كه آن مال در محلّى كه بايست صرف شود نشده و در محلّى كه نبايست صرف شود و نامشروع بوده صرف نموده است. و اللَّه يعلم
[٣] -خشك شدن جگر كنايه است از زيادتى تشنگى در شدت گرما در روز قيامت يا در جهنم. و اللَّه يعلم
[٤] -در بعضى از نسخهها« محيطا» به ياء دو نقطه است يعنى پناه مىبرم به تو از گناهى كه احاطه نمايد و فراگيرد همه كارهاى خوب مرا، يا آن كه فرو گيرد همه اوقات و حالات مرا. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى از ذكر تو و عبادت تو و آنچه باشد رضاى تو در آن.
[٦] -و در بعضى از نسخهها« عايله» به عين بىنقطه است يعنى پناه مىبرم به تو از درويشى.
[٧] -مراد از قبايح ظاهرى گناهانى است كه ظاهر است و كسى بر آن مطلع تواند شد چون زنا و دزدى و امثال آنها و قبايح باطنى گناهانى است كه نهانى باشد چون شرك و حسد و امثال آنها. و اللَّه يعلم بحقايق الامور