ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٠٣ - ٦ - قنوتهاى حضرت امام موسى بن جعفر
چيزى كه غير مخلوقات است به آنچه رسيده نمىشود به او احدى. منزّهى تو اى بسيار پاكيزه از گمانها و حدسها و توئى پادشاه بسيار پاكيزه و خلقكننده جسمها و آفريننده نفسها و پوسيده و از هم پاشيدهكننده استخوانها و توئى ميراننده خلايق و برگرداننده آنها بعد از نيستى و برطرف شدن سؤال مىنمايم ترا اى صاحب توانائى و بلندى مرتبه و اى صاحب غلبه و ستايش [بلندى] آن كه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل او كه صاحبان عقلها و صاحبان منزلت اعلى و مكان بلندند و آن كه تعجيل نمائى[١] آنچه را به تحقيق كه تأخير شده است در او و مقدّم بدارى آنچه را به تحقيق كه پس افكنده شده است و بجا آورى آنچه را به تحقيق كه واجب ساختهاى[٢] بجا آوردن آن را [ثابت كردن آن را] و نزديك سازى[٣] آنچه را به تحقيق كه پس افتاده است در نفسهاى تنگ بىصبر زمان او و آنكه برطرف نمائى سختى تعب را و بدى پوشش را[٤] و عارضهاى وسوسهكننده پنهانشونده در سينههاى مردمان را و كفايت نمائى ما را از آنچه به تحقيق كه حيله و ظلم نموده است ما را و صرف نمائى از ما آن چه را به تحقيق كه سوار شده است ما را و آنكه پيشى نمائى از بيخ قطع نمودن ظلمكنندگان را و يارى كردن مؤمنان را و غلبه نمودن بر دشمنان را مستجاب گردان دعاى مرا اى پروردگار عالميان.
ب: و آن حضرت ٧ در قنوت خود اين دعا را خواندند:
خداوندا بدرستى كه من و فلان شخص[٥] پسر فلان شخص دو بندهايم از بندگان تو، پيش سر ما به دست قدرت تو است، مىدانى تو موضع قرار ما را[٦][٧]، و موضعى را كه
[١] -همه اين فقره اشاره به خروج حضرت صاحب الامر ٧ است، و ممكن است كه مراد روز قيامت و حشر و نشر و حساب باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى از فرج مؤمنين و دفع ظالمين و امثال آنها.
[٣] -يعنى نزديك ساز چيزى را كه به حسب ظاهر نفسهاى تنگ بىصبر و طاقت گمان و اعتقاد دارند كه تأخير در آن شده و دير گرديده و الّا به حسب نفس الامر هيچ امرى از وقتى كه مصلحت در آن است و خداى تعالى مقدّر نموده، پس افتاده نمىشود و تأخير آن جايز نيست. و اللَّه يعلم
[٤] -اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاند: فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ يعنى: پس چشانيديم اهل آن قريه را لباس گرسنگى و ترس را به سبب كارى كه كردند. يعنى چنانچه لباس آن شخص را فرو مىگيرد همچنين گرسنگى و ترس ايشان را فرو گرفته. و اللَّه يعلم
[٥] -مراد هارون الرشيد است يا مطلق دشمن. و اللَّه يعلم
[٦] -اشاره است به قول خداى تعالى كه فرمودهاند: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ يَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها يعنى:« نيست از جنبندهاى مگر آن كه بر خدا است رزق آن و مىداند خداى تعالى موضع قرار آنها را يعنى اصلاب پدران آنها را، مىداند موضعى را كه سپرده شدهاند آنها در آن موضع يعنى رحمهاى مادران آنها را» چنان كه به اين معنى ترجمه شده. يا آن كه مىداند خداى تعالى موضع قرار و سكناى آنها را در روى زمين، و مىداند موضعى را كه سپرده مىشوند، يعنى مىميرند، يا در آن موضع دفن مىگردند، يا آن كه مىداند خداى تعالى موضعى را كه وطن خود قرار مىدهند و موضعى را كه به آن در سفرها مىرسند، يا آن كه خداى تعالى مىداند موضعى را كه در آن موضع در آخرت از بهشت يا دوزخ قرار مىگيرند و موضعى را كه در آن موضع در عالم برزخ سپرده مىشوند. يا آن كه مراد آن باشد كه خداى تعالى مىداند كه كدام يك از خلايق ايمان در او استقرار يافته و ثابت است و با ايمان از دنيا مىرود و كدام يك از ايشان ايمان در او سپرده شده و عاريه است و بىايمان از دنيا خواهد رفت. و احتمال معنىهاى ديگر نيز مىرود كه ذكر آنها موجب درازى كلام مىشود. و اللَّه يعلم بحقايق الامور
[٧] -يعنى اصلاب پدران ما را.