ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٦٠ - ١١ - حرزهاى حضرت امام موسى بن جعفر
تازگى روى و شادى را و بر مىگردد مؤمن[١] به سوى كسان خود شادمان، و ياد نمودن نام ترا بلند گردانيديم[٢] براى تو دوست مىدارند مشركان بتها را مثل دوست داشتن مر خدا را و آنان كه ايمان آوردهاند ثابتتراند در دوستى خدا را. اى پروردگار فرو ريز بر ما صبر و شكيبائى را و نگاهدار قدمهاى ما را و يارى ده ما را بر گروه كافران[٣] آن چنان جماعتى كه گفتند مر ايشان را منافقان كه بدرستى كه مردمان كفّار بتحقيق كه براى كشتن شما اتّفاق كردهاند، پس بترسيد از ايشان پس زياد گردانيد اين سخن ايمان ايشان را و گفتند كافى است ما را خداى و نيكو معتمدى است او، پس بازگشتند با عافيتى از جانب خداى و زيادتى ثوابى، نرسيد ايشان را مكروهى و پيروى نمودند خشنودى خداى را[٤] و خداى صاحب فضل و بخشش بزرگ است آيا كسى كه[٥] باشد مرده به كفر پس زنده گردانيم او را به ايمان و گردانيديم از براى او علمى روشن كه به آن در ميان مردمان راه رود[٦] خداى كسى است كه قوت داد ترا بيارى نمودن خود[٧] و به همه مؤمنان[٨] و دوستى افكند خدا ميان دلهاى ايشان كه اگر خرج مىنمودى تو همه آن چه را كه در زمين است تأليف نمىدادى ميان دلهاى ايشان و ليكن خداى تعالى الفت انداخت ميان ايشان. بدرستى كه او قادر و غالب و داناست زود باشد كه محكم گردانيم بازوى ترا (يعنى موسى) به برادر تو (يعنى هارون) و بگردانيم از براى شما حجّتى و معجزهاى پس نمىرسند[٩] (يعنى فرعون و قوم
[١] -يعنى باز مىگردد مؤمن به كسان و خويشان خود يا به جماعت مؤمنان چه واقع شده كه مؤمنان برادر و اهل يك ديگرند و يا آن كه بر مىگردد به زنان خود و حور العين در حالى كه خوشحال باشد. و اللَّه يعلم.
[٢] -يعنى بلند گردانيديم ذكر ترا به اين نحو كه ترا در قرآن به رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ ياد نموديم، يا به آن كه نام ترا قرين نام خود ساختيم در اذان و تشهّد چنان كه در هر موضعى كه مرا ياد نمايند ذكر تو نيز در آن موضع نمايند، يا به آن كه واجب نموديم، كه هر آن وقت كه نام تو برده شود صلوات فرستند، يا به آن كه نام ترا در جميع كتابهاى سابقه مذكور ساختيم، يا به آن كه نام ترا در حول عرش نقش نموديم، يا به آن كه ترا در روز قيامت شفيع جميع خلايق گردانيديم و معانى ديگر نيز ممكن است. و اللَّه يعلم
[٣] -اين آيه در سوره بقره است، در حكايت جنگ طالوت و جماعتى كه به او ايمان آورده بودند با جالوت و قوم او.
[٤] -اين آيه در سوره آل عمران است. يعنى مؤمنان حقيقى جماعتىاند كه گفتند به ايشان از جهت ترسانيدن ايشان عبد القيس و تبعه او از كفار كه ابى سفيان و اصحاب او جمعيت نمودهاند بر قتل مؤمنان و لشكر عظيم اتفاق نمودهاند و شما جماعت اندكيد و طاقت حرب با ايشان نداريد، پس زياد گردانيد اين سخن ايمان و اعتقاد ايشان را و گفتند كه كافى است ما را خداى تعالى و نيكو وكيلى است او و از مدينه بيرون رفتند كه جهاد نمايند، پس چون خبر به ابو سفيان رسيد به مكّه برگشته به خانه خود گريخت. پس بازگشتند مسلمانان در نهايت صحّت و مأجور و مثاب از نزد جناب اقدس الهى و به خانههاى خود قرار گرفتند. و اللَّه يعلم
[٥] -اين آيه در سوره انعام است و خبر« من كان» كه تتمه آيه است در اين مقام ايراد نشده.
[٦] -يعنى آيا كسى كه كافر باشد و خداى تعالى او را هدايت نموده باشد كه مسلمان شود و بعد از آن به توفيق الهى مؤمن گردد مساوى است با كسى كه در ظلمت كفر و جهل باقى باشد و ايمان نياورد؟ البتّه كه اين هر دو در نزد خداى تعالى مساوى نيست؛ و در احاديث بسيار به طرق متعددّه وارد شده كه مراد از زنده گردانيدن، توفيق به اعتراف ولايت على بن ابى طالب و سائر ائمه و اقرار به امامت ايشان است، و مراد از« نور» علوم و دلايلى است كه دلالت كند بر ولايت و امامت ايشان. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى به فرستادن فرشتگان كه يارى نمودند آن حضرت را در جنگ بدر. و اللَّه يعلم
[٨] -مراد از مؤمنين جماعت انصارند كه عبارت از قبيله اوس و خزرج باشد، و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه در زمان جاهليّت ما بين اين دو قبيله صد و بيست سال حرب و تعصّب شديد بود و پيوسته به قتل و غارت يك ديگر مشغول بودند تا آن كه خداى تعالى به بركت پيغمبر دلهاى ايشان را با يك ديگر الفت و اتّحاد داده اكثر به شرف اسلام مشرف گرديدند و پيوسته يارى آن حضرت مىنمودند و اين يكى از معجزات آن حضرت بود. و اللَّه يعلم
[٩] -يعنى مستولى نمىشوند و دست نمىيابند فرعون و تبعه او بر شما( يعنى بر موسى و هارون) به سبب علامات ما. و اللَّه يعلم