ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٣ - ٣ - دعاى مستجاب
بسيار خشمناك و سخت را و يارى كن مرا به سپاه بسيار و انبوه و به روحهاى اولياء و فرشتگان فرمانبرداران كه متحصّن گردانند آن دشمنان را [كه نزاع و دفع نمايند ايشان را- سنگريزه اندازند ايشان را] به حجّتى و دليلى كه برسد به ايشان و بيندازند بجانب ايشان ستارههاى[١] سوراخكننده را و آتش سوزان زبانه كشنده را و مس گداخته فرو رونده را و انداخته مىشوند ايشان به تيرهاى شهاب از هر طرفى از اطراف جهت راندن ايشان و آماده است براى ايشان عقاب ثابت و دائم خوار گردانيدم من ايشان را و منع كردم ايشان را و غالب شدم بر ايشان به بركت نام خداى بخشنده مهربان و به حق طه[٢] و به حق يس[٣] و به حق پراكندهكنندهها[٤] و به حق طسمها[٥] و به حق قرآن فرستاده شده و به حق حمها[٦] و به حق كهيعص[٧] و به حق حم عسق[٨] و به حق ق[٩] و به حق قرآن بزرگوار و به حق تبارك[١٠] و به حق ن[١١] و به حق قلم اعلا و به حق آنچه مىنويسند فرشتگان و به حق محلهاى غروب[١٢] ستارگان و به حق كوه طور سينا و به حق كتاب نوشته شده در صحيفه گشوده شده و بحق خانه آبادان[١٣] (مراد خانه كعبه است) و بحق سقف بلند گردانيده شده (مراد آسمان است) و بحق درياى مملو و پر بدرستى كه عقوبت پروردگار تو هر آينه واقع مىشود نيست براى آن هيچ دفعكنندهاى پس برگرديدند در حالى كه پشتكنندگان بوده[١٤] و بر پاشنههاى خود باز گشتگان بودند به قهقرا [حق واقع شد و نابود شد
[١] -مشهور آن است كه تير شهاب علامتى است آتشى كه آن را فرشتگان در عقب سر شياطين مىاندازند و ايشان را از رفتن به آسمان منع مىكند و بعضى گفتهاند آنها ستارهاى چند هستند كه غير ثوابت و سيّارند و در جاى خود ديده نمىشوند و چون از موضع خود ساقط شوند و به زمين نزديك گردند ديده مىشوند و بعضى گويند كه همان ستارههاى ثوابتاند كه مرئىاند و چون از جاى خود ساقط مىشوند همان لحظه خداى تعالى به جاى آنها ستارهاى ديگر خلق مىكند. مترجم گويد كه قول اوّل نزد فقير اقوى واضح است. و اللَّه يعلم
[٢]« طه» اسمى است از اسماء خداى تعالى يا آنكه مراد چهارده معصوم صلوات اللَّه عليهم اجمعين است چه طا در عدد نه است و ها پنج است كه مجموع چهارده مىشود و به معانى ديگر نيز تفسير نمودهاند كه سابق به بعضى از آنها اشاره شده. و اللَّه يعلم
[٣]« يس» اسم پيغمبر ٦ است.
[٤] -يعنى بادهائى كه پراكندهكنندههاى ابر هستند.
[٥]« طسم» اسمى از اسماى خداى تعالى است و بعضى گويند كه طسم اشاره است به طاهر و ساتر و مجيد و به معانى ديگر نيز تفسير نمودهاند. و اللَّه يعلم
[٦]« حم» اسمى از اسماى الهى است و بعضى گفتهاند كه اشاره به حكيم و حميد و امثال آن است. و اللَّه يعلم
[٧]« كهيعص» اسمى از اسماء الهى است و بعضى گويند كه حمدى است از حمدهاى الهى و حقيقت آن معلوم نيست و بعضى گويند كه« كاف» اشاره است به كربلا و« ها» به هلاكت و« يا» به يزيد و« عين» به عطش و« صاد» به صبر. و اللَّه يعلم
[٨] -عسق اسمى است از اسماء قرآن.
[٩] -حرف« قاف» اشاره است به كلمه قادر يا قرآن و به معانى ديگر نيز تفسير نمودهاند. و اللَّه يعلم
[١٠] -كلمه« تبارك» اشاره است به بركت و خير.
[١١] -حرف نون اشاره به كلمه نور است.
[١٢] -تخصيص مغارب به ذكر جهت آن است كه غروب دلالت مىكند بر زايل شدن و برطرف گشتن دنيا و نعمتهاى آن. و اللَّه يعلم
[١٣] -المعمور مراد كعبه معظمه است يا آنكه خانهاى است در آسمان چهارم كه برابر خانه كعبه معظمه است و در حديث وارد شده كه ملائكه طواف آن را مىنمايند. و اللَّه يعلم
[١٤] -مراد آن است كه از شنيدن قرآن و از تصديق و عمل نمودن به آن اعراض نمودند. و اللَّه يعلم