ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٢٥ - ك دعاهاى حضرت امام ابو الحسن على نقى
آرزوى او را و زائل گردان دولت او را و بلند گردان آواز گريه او را و مشغول گردان او را در بدن خودش[١] و جدا مساز او را از اندوه خودش و بگردان دشمنى او را در گمراهى و امر او را بسوى زائل شدن و نعمت او را به سوى برطرف شدن و بزرگى او را به سوى پستى و پادشاهى او را در مضمحل شدن و عاقبت كار او را بسوى بدى حال و بميران او را به خشم خودش هر گاه[٢] مىميرانى تو او را و باقى گذار او را در اندوه خودش اگر باقى گذارى تو او را و نگاهدار مرا از شرّ او و از غيبت كردن او و از اشاره به گوشه چشم او و از قهر او و از دشمنى او و نظر كن تو او را به نگاه خفت كه هلاك نمائى تو به سبب آن نگاه او را پس بدرستى كه تو سختترى از همه مردمان در عذاب نمودن و شديدترى در عقوبت كردن [و سپاس براى خداى جهانيان است].
ابن طاوس گويد كه اين دعا[٣] سابق بر اين از جمله قنوتهاى حضرت امام موسى ٧ مذكور شد و در اين مقام نيز به روايتى ديگر از جمله دعاهاى مولاى ما حضرت امام على نقى هادى ٧ ذكر شد، از جهت آنكه ما بين آنها در عبارت اندك تفاوتى بود ديگر آنكه در اين روايت شرحى و حكايتى بود چنان چه مذكور شد و در روايت سابق شرحى نبود.
٢- و از آن جمله دعاى ديگر است از براى مولاى ما حضرت امام على نقى هادى ٧ كه مروى است از محمّد بن احمد بن عبيد اللَّه منصورى كه از عموى پدر خود روايت نموده كه: به سيّد ما و مولاى ما حضرت ابو الحسن امام علىّ نقى عسكرى گفتم كه: مرا دعائى را تعليم كنيد و مرا به آن مخصوص گردانيد. پس حضرت فرمودند كه: اى موسى اين دعا را بخوان و دعا اين است:
اى تهيه و اسباب من نزد تهيّهها و جمعيّتها و اى اميد من و اعتماد داشته من و اى پناه من و قوت و تكيهگاه من اى يگانه اى يكتا اى كسى كه اوست خداى يگانه سؤال مىكنم از تو قسم به حق كسى كه آفريدهاى تو او را از جمله آفريدگان خود و نگردانيدهاى تو در آفريدگان خود مانند ايشان كسى را آنكه رحمت فرستى تو بر همه ايشان و بكن به من فلان كار و فلان كار را.
[١] -يعنى و مشغول گردان او را به بدن خودش يعنى هميشه او را بيمار و رنجور گردان تا آنكه پيوسته به اصلاح كردن بدن خود مشغول باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -مخفى نماند كه چون خواهش بسيار در مردن دشمن و برطرف شدن آن مىباشد لهذا به لفظ« اذا» واقع شده كه از براى جزم به وقوع در چيزى است و چون باقى بودن دشمن خلاف توقع و خواهش است، بلكه به مجرد احتمال و فرض محال است لهذا به لفظ« إن» ايراد شده كه اكثر مواضع آن محالات و احتمالات بعيده است. و اللَّه يعلم
[٣] -مترجم گويد كه اين دعا را اولا حضرت امام موسى ٧ جهت دفع شر هارون الرشيد در قنوت خود خواندهاند و ثانيا حضرت امام على نقى ٧ جهت دفع متوكّل خواندهاند و در شرح دعا نيز اشارهاى به اين معنى شده زيرا كه در شرح اين دعا مذكور است كه حضرت امام على نقى فرمودند كه: من رجوع كردم به گنجهائى كه به من از پدران من رسيده بود. پس معلوم مىشود كه اين دعا از ائمه سابق به ايشان رسيده بود و چون مشتمل بر حكايتى و معجزه بود و ديگر آنكه اختلافى در بعضى از عبارات با سابق داشته لهذا ابن طاوس اين را مرتبه ديگر مذكور ساخته. و اللَّه يعلم