ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
بهشت جاى فرود آمدنى را كه حسرت برند به آن پيشينيان و پسينيان كه نباشد براى من پشيمانى پس از آن و نباشد رفيقى پس از رفاقت آن و فرود آور مرا در بهترين جاى آن، خداوندا بپوشان به من فروتنى ايمان را با عزّت پيش از فروتنى خوارى در آتش، ستايش مىكنم بر تو اى پروردگار من نيكوترين ستايش را از جهت آنكه نعمت تو در نزد من بهترين نعمتهاست. خداوندا پس بچشان به من از يارى نمودن خود و قوّت دادن خود و توفيق خود[١] و بخشش خود و روزى گردان مرا خواهش به سوى رسيدن به رحمت تو[٢] و يارى نمودن در جهاد كردن در راه تو[٣] تا آنكه بيابم من شيرينى آن را در دل خود و ثابت گردان مرا بر رشيدترين و بهترين[٤] امرهاى من. پس به تحقيق كه مىبينى تو جاى ايستادن مرا و محلّ ايستادن شيعيان مرا و پنهان نيست بر تو چيزى از قصد و اراده من. خداوندا بدرستى كه سؤال مىكنم از تو يارى را آن چنانى كه يارى نمودهاى به آن پيغمبر خود را و جدا ساختى به سبب آن ميان راستى و باطل تا آنكه بپاى داشتى به سبب آن دين خود را و ظاهر نمودى به سبب آن دليل و برهان خود را. اى كسى كه اوست از براى من در هر محلّى و جايى اعانت و يارىكننده.
و سعد بن عبد اللَّه ذكر نموده است آن كه: اين دعائى را كه مذكور شد، آن را حضرت امير المؤمنين ٧ خواندند پيش از آنكه اصحاب معاويه مصحفها را بلند كنند، بعد از آن فرمودند كه: بدرستى كه شيطان[٥] فرياد زد فريادى كه بعضى از لشكرهاى معاويه شنيدند و معاويه و اصحاب او را تعليم نمود به آن كه از جهت حيله مصحفها را بر سر نيزهها و چوبها بلند كنند و فرياد برآورند كه ما همه مسلمان و از اهل قرآنيم و به حكم خدا راضى هستيم! پس جماعت خارجيان سخن معاويه و اصحاب او را شنيدند و فريفته شبهه و حيله او گشتند، پس اختلاف عظيمى ميان اصحاب امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ بهم رسيد همچنان كه اصحاب پيغمبر در اطاعت رسول خدا ٦ در زمان حيات آن حضرت مخالفت نمودند. پس امير المؤمنين دعائى را خواندند و دعا اين:
خداوندا به درستى كه سؤال مىكنم از تو سلامتى و رهائى را از مشقّت بلا و از خوشحالى دشمنان، خداوندا بيامرز از براى من گناه مرا و پاك و خالص گردان كردار مرا
[١] -توفيق مهيّا كردن و تهيه نمودن اسباب است از براى مطلوب خيرى.
[٢] -يعنى كشته شدن در راه تو.
[٣] -يعنى روزى كن مرا خواهش در جهاد نمودن در راه ترا.
[٤] -يعنى بر جهاد كردن در راه خداى تعالى.
[٥] -ممكن است كه شيطان عمرو عاص ملعون را وسوسه و اغوا نموده باشد و او فرياد برآورده باشد و خارجيان را تحريص و تطميع نموده باشد چنانچه در احاديث وارد شده كه اين حيله و فتنه را عمرو عاص بر پاى نمود، يا آن كه مراد از شيطان عمرو عاص باشد. و اللَّه يعلم