ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٤١ - شرايط دعا كردن
و شتاب كنى انتقام كشيدن از ايشان را و از بيخ قطع نمائى عقب پاى ايشان را و ببرى مدّت عمر ايشان را و بزودى وارد سازى عقوبت ايشان را و مصيبت ايشان را و اذن ده تو در اين لمحه در قطع شدن عمرهاى ايشان و در خراب گرديدن شهرهاى ايشان و در برطرف شدن اثرهاى ايشان و در شتاب كردن هلاك ايشان و برطرف شدن ايشان و در گرفتن ايشان به عقوبتها و عذابها و آفتها و بلاها و مصيبتهاى هولناك به دهشت اندازهاى كشندههاى از بيخ براندازندههاى فروگيرندههاى ايشان را از همه اطراف تا آنكه بگردانى تو شتاب نمودن در هلاك ايشان را و بريدن عمرهاى ايشان را و نااميدى از آرزوهاى ايشان را و خراب گردان عمرهاى ايشان را پندى براى پندگيران و عبرتى براى عبرت گيران و علامتى كه باقى ماند بر ماهها و سالها و تعجيل كن در برطرف كردن از ايشان خداوندا هر نعمتى را كه اعانت مىجويند[١] به آن بر نافرمانبردارى تو و هر توانائى كه پست شدند به سبب آن از رحمت تو واگذار ايشان را واگذار ايشان را بسوى قدرت خودشان و قوّت خودشان و خالى گردان ايشان را از قدرت و قوّت خود و فروگير ايشان را به عذاب در شب و حال آنكه باشند ايشان در خواب يا در وقت چاشت و حال آنكه باشند ايشان لهوكنندگان و زود برسان به ايشان عذاب خود را كه بر نمىگردانى تو آن را از گروه گناهكاران به آن قدرتى كه مىگوئى تو به سبب آن قدرت به چيزى كه موجود باش پس موجود مىشود آن چيز خداوندا و كسى كه باشد براى او از دشمنان باقى ماندهاى[٢] از اميد او يا فراخى و مدّتى در عمر او كه ناچار باشد آنكه برسانى تو و ايشان را به آن مدّت و باز دارى ايشان را بر آن مدت پس برطرف كن خداوندا شناخت خود را از عقلهاى ايشان به سبب تاريكى شكها و نادانيها و بميران دلهاى ايشان را به غفلتها و مشغول گردان اعضاى ايشان را به خواهشهاى دنيوى از عبادتها و فرمانبرداريها و بگداز دلهاى ايشان را زودتر از آنچه آب شود نمك در آب و بزن ايشان را به مكرّر وارد ساختن خطرهاى بلا و امتحان را تا آنكه وارد شوند بر تو و حال آنكه به تحقيق كه زيانمند باشند از نيكبختى دنيا و آخرت و تلف كرده باشند آنچه را كه ظفر يافتهاند به آن نيكبختان از نعمتهاى پنهان و آشكار و بسته باشد
[١] -يعنى و از ايشان هر نعمتى را برطرف كن كه آن را در نافرمان بردارى تو صرف كردهاند و همچنين از ايشان هر قوّتى را برطرف كن كه به سبب آن قوّت از رحمت تو كنار گذاشته شدند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و كسى از دشمنان كه هنوز از اميد او و از عمر او باقى مانده باشد كه بايد به او برسد، پس شناخت خود را از دل او محو كن. و اللَّه يعلم