ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
و كردارهاى نيكوى او و منزلتهاى مشهور [ديدهشده][١] او و ساعتهاى[٢] شمردهشده او آنكه رحمت فرستى بر او همچنان كه وعده دادهاى تو او را از جانب خود و آنكه ببخشى به او زيادتر از آنچه اميد داشته است از ثواب تو[٣] و آنكه نزديك سازى به نزد خود جاى ورود او را و آنكه بلند گردانى در نزد خود مرتبه او را و آنكه برانگيزانى او را به جايگاه نيكوى پسند كرده شده و آنكه وارد سازى او را به حوض[٤] كرم و بخشش خود و آنكه بركت فرستى بر او بركتى كه باشد شامل همه امور او و كامل باشد و مخصوص باشد به او و رسيده باشد به او و پاكيزه و بلند و رفيع باشد، نباشد انتهائى براى دوام آن و نباشد كوتاهى در كمال آن و نباشد زيادتى مگر در قدرت تو بر آن و آنكه زياده گردانى احسان او را پس از اين از آنچه تو داناترى به آن و قادرترى بر آن و تواناترى براى او و آنكه بدهى اين را تا آنكه زياده گرداند در ايمان به آن بينائى را و در دوستى آن ثباتى و دليلى را و رحمت فرست بر آل او كه پاكان و برگزيدگان و اختيار كردهشدگان و نيكوكارانند و بر جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان نزديكان تو و بر دارندههاى عرش تو همه و بر همه پيغمبران و فرستادهشدگان و راستگويان و گواهان بر امّت خود و عبادتكنندگان و بر آن حضرت و بر آنها باد سلام و شفقت خدا و بركتهاى خدا. خداوندا بدرستى كه به صباح آوردم در حالى كه مالك نيستم براى نفس خود دفع ضررى را و نه رسانيدن فايدهاى را و نه مردن را و نه زندگانى را و نه برانگيختن از قبر را به تحقيق كه خوار است محلّ افتادن من در وقت مرگ و بريده و برطرف شده است[٥] سؤال من و خوار گشته است يارىكننده من و سپردهاند مرا[٦] اهل من و فرزندان من به قبر من پس از قائم بودن دليل تو و ظاهر شدن برهانهاى تو نزد من و هويدا بودن دليلهاى تو خداوندا بدرستى و به تحقيق كه مأيوس شده است[٧] طلب و عاجز گشته چارهها مگر در نزد تو و بسته شدهاند راهها و تنگ گشتهاند
[١] -يعنى جهادهاى مشهور و معروف او يا منزلت و قربهاى او در نزد تو كه در معجزهها و كرامتها بر مردمان معلوم و ظاهر شده است يا مواعظ او كه مشهور است و در بعضى از نسخهها« المشهودة» به« دال» است يعنى مقامهائى كه مردمان در آنها حاضر شدند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و ساعتهائى كه در آن ساعتها آن حضرت عبادت كردهاند و آنها را ملائكه حساب نمودهاند و ثبت نمودهاند. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى رحمت فرست بر آن حضرت به رحمتى كه از جانب تو باشد يا آنكه رحمت فرست بر آن حضرت همچنان كه از جانب خود وعده نمودهاى كه بر آن حضرت رحمت فرستى. و اللَّه يعلم
[٤] -مراد حوض كوثر است يا آنكه مراد مطلق كرم و بخشش است كه تشبيه به حوض شده يعنى چنان كن كه آن حضرت از حوض كرم و بخشش تو سيراب و بهرهمند گردد.
[٥] -يعنى آنكه به سبب مرگ بريده شده است حاجتها و لذتهائى كه به سبب آنها سؤال مىكردم ترا و برطرف شده است از من يا آنكه رفتهاند آن جماعتى كه سؤال مىكردم از ايشان يا آنكه از بسيارى گناهان شرمسارم كه سؤال كنم از تو چيزى را. و اللَّه يعلم
[٦] -يا آنكه واگذاردهاند مرا اهل من و فرزندان من در وقت مرگ.
[٧] -اصل كدى در لغت به معنى كندن چاه آب است كه در وقت كندن به سنگ رسد و مأيوس گشته دست از طلب نمودن آب بردارد، و كنايه از مطلق مأيوس شدن از چيزهاست.