ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٦ - ١٠ - حرزهاى حضرت امام صادق
به سوى او بازگشت مىكنم، پس اگر اعراض نمايند[١] پس بگو تو كه بسنده است مرا خداى. نيست معبودى مگر خداى، بر او اعتماد كردهام و اوست پروردگار عرش بزرگ، گواهى داده است خداى[٢] بر اينكه نيست معبودى مگر خداى و گواهى دادهاند فرشتگان[٣] و صاحبان علم در حالى كه پاى دارنده است عدل را.[٤] نيست خدائى مگر او كه غلبهكننده و داناست. بدرستى كه دين نزد خداى اسلام است و من بر اين از جمله گواهانم. حصن خود قرار دادم خداى را[٥] كه بزرگ است و چنگ در زدم [و طلب چنگ در زدن نمودم] به زندهاى كه نمىميرد و انداختم هر دشمنى را كه باشد از براى ما به كلمهاى نيست حركتى[٦] و نه قوتى مگر به خدا كه بلند مرتبه و بزرگ است و رحمت خدا باد بر سيّد ما كه محمّد است و بر آل او كه پاك و پاكيزهاند.
ب: حرز ديگرى از براى مولاى ما امام صادق ٧ به روايتى ديگر: ابتدا مىكنم به نام خداى بخشنده مهربان اى خلقكننده خلق كردهشدهها و اى پراكندهكننده روزى و اى شكافنده دانه و اى خلقكننده بندگان و زندهكننده مرده و ميراننده زندهها و هميشه ثابت و بيرون آورنده روئيده شده. بكن با من چيزى را كه تو اهل آنى و بعمل مياور با من چيزى را كه من اهل آنم و تو اهل نگاهدارى و اهل آمرزشى.
[١] -اين آيه در سوره توبه و خطاب به پيغمبر ٦ است يعنى اگر كفّار و مشركين اعراض كنند و از تو روى بگردانند و ايمان به تو نياورند و تصديق گفته تو نكنند پس بگو تو. و اللَّه يعلم
[٢] -گواهى دادن خداى تعالى عبارت است از نصب كردن دلايلى كه دلالت كند بر يگانگى او و فرستادن آياتى كه ناطق است به توحيد و بعضى گويند كه شهد به معنى علم است يعنى مىداند خدا كه نيست خدائى مگر او. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى فرشتگان و صاحبان علم نيز گواهى دادهاند يعنى اقرار نمودهاند و تصديق كردهاند. و اللَّه يعلم
[٤] -بالقسط يعنى قسمتها و حكمها كه كرده از روى عدل است و جورى و ظلمى در آن نشده. و اللَّه يعلم
[٥] -حصن سور شهر و مكان مرتفع را گويند كه از جهت ارتفاع آن كسى را قدرت بر آن نباشد. و اللَّه يعلم
[٦] -ابن بابويه در كتاب توحيد از حضرت امام محمد باقر ٧ نقل نموده كه معنى لا حول و لا قوّة الا بالله آن است كه نيست ما را انتقالى و گشتنى از عصيان نمودن و گناه كردن و همچنين نيست ما را قوّتى و توانائىاى بر اطاعت نمودن و عبادت كردن مگر به يارى و توفيق خداى تعالى و محتمل است كه حول به معنى حركت باشد. يعنى حركتى نيست از نشستن و برخاستن و غير آنها و قوّتى نيست مگر به خدا يا آن كه حول به معنى قدرت باشد و معنى اوّل بهتر است. و اللَّه يعلم