ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٤ - ١٠ - حرزهاى حضرت امام صادق
پناه بردهاند از آن فرشتگان نزديك و پيغمبران فرستاده شده [و فرستادهشدگان] و شهادت يافتگان و بندگان تو كه صالحند و محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين و امامان هدايتيافتهشدگان و وصىها و حجّتهاى پاك گردانيده شده كه بر ايشان باد درود و شفقت خداى و نفعهاى خداى. و طلب مىنمايم از تو كه ببخشى مرا از بهتر چيزى كه سؤال نمودهاند از تو آن چيز را و آن كه پناه دهى مرا از شرّ چيزى كه پناه بردهاند مردمان به سوى تو از آن چيز، و سؤال مىنمايم ترا از خير همه آن را، دنيوى آن را و اخروى آن را، چيزى را كه دانستم از خير و چيزى را كه ندانستم. و پناه مىبرم به تو از شرّ همه او، دنيوى او و اخروى او، چيزى را كه دانستم از شرّ و چيزى را كه ندانستم. و پناه مىبرم به تو از ديوانگىهايى كه سبب شياطين باشند.[١] و پناه مىبرم به تو اى پروردگار من از آن كه حاضر شوند مرا شياطين. بار خدايا كسى كه قصد نمايد مرا در روز من اين روز و در روز بعد از اين روز از روزها از همه مخلوقات تو همگى آنها از جنّ و انس، نزديك باشد يا دور، ناتوان باشد يا سخت، به بدى[٢] يا ناخوشى يا دلگيرى به سبب دست يا به زبان يا به دل پس تنگ بگردان سينه او[٣] را و لجام نماى دهان آن كس را و گنگ كن زبان او را و محكم گردان گوش او را و بپوشان [و بگردان] چشم او را و بينداز ترس را در دل او و مشغول ساز آن كس را به نفس خودش، و بميران او را به خشم خودش[٤] و كفايت نماى ما را از او [كفايت نماى مرا از او] به آنچه تو خواستهاى و به هر حالى كه تو خواستهاى و هر جايى كه خواستهاى تو او را به قدرت تو[٥] و توانائى تو، بدرستى كه تو بر هر چيز قادرى. خداوندا كفايت نماى مرا از شرّ شخصى كه قايم ساخته از براى من جنگ خود را[٦] و كفايت كن مرا از حيله مكركنندگان و امداد نماى مرا بر اين به سبب آرامى دل و آرامى اعضا و بپوشان مرا زره خودت را كه محكم است، و زنده بدار
[١] -يعنى پناه مىبرم از ديوانگى كه بهم رسد از حركات و وسوسههاى شياطين و از داخل شدن در قلب و راه يافتن ايشان بر من. و اللَّه يعلم
[٢] -بشرّ متعلّق است به ارادني يعنى كسى كه مرا به بدى قصد نمايد، پس سينه او را تنگ بگردان.
[٣] -تنگى سينه كنايه از رسيدن مكروهات و دلگيرىها است كه چارهاى از آن براى آنها نتوان نمود.
[٤] -يعنى بميران او را حقيقة به سبب خشم او و ممكن است كه ميرانيدن او كنايه از رسانيدن به او احوالات شاقّه و دشوار را باشد مثل ففر و خوارى و سؤال و معصيت و غير آنها چه موت مجازا به اين معانى آمده. و اللَّه يعلم.
[٥] -حول در اصل به معنى حركت و انتقال از حالى به حالى است و به معنى قدرت نيز آمده و در اين مقام به معنى قدرت مناسب است و محتمل است كه به معنى حركت و انتقال نيز باشد، يعنى كفايت نماى ما را به سبب انتقال از حالتى به حالتى ديگر كه صادر شود از تو. و اللَّه يعلم
[٦] -و محتمل است كه مراد از حدّ، حدّت و تندى باشد يعنى نگاهدار مرا از شرّ كسى كه نصب كرده باشد تندى غضب خود را. و اللَّه يعلم