ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٣ - ١٠ - حرزهاى حضرت امام صادق
كشنده، و از شرّ گزنده كشنده، و از شرّ اثر چشم بد، و از شرّى كه خاص باشد، و از شرّى كه عام باشد، و از شرّ خويشان نزديك، و از شرّ چيزها كه حادث شود در روز، و از شرّ چيزها كه وارد شود در شب، مگر واردشوندهاى كه وارد شود به خوبى، اى بسيار بخشنده، و پناه مىبرم از رسيدن بخت بد، و از بدى قضا،[١] و از مشقّت بليه بد[٢] و از سرزنش نمودن دشمنان،[٣] و از پياپى وارد شدن رنج و محنت، و از احتياج به سوى امثال خود، و از بدحالى در وقت مردن، و در زندگى و از بدى بازگشت [يعنى به سوى خدا]. و پناه مىبرم به خدايى كه بزرگ است از شرّ شيطان و سپاه او [و مددكاران او] و پيروان و تابعان او و از شرّ جن و انس و از شرّ شيطان و از شرّ پادشاه ظالم و از شرّ هر صاحب شرّى و از شرّ هر چيزى كه مىترسم و دورى مىنمايم از آن، و از شرّ فاسقان عرب و عجم و از شرّ فاسقان جن و انس، و از شرّ چيزى كه در روشنى و تاريكى باشد، و از شرّ چيزى كه بىخبر وارد شده يا بدون اطلاع داخل گرديده است يا نازل شده است و از شرّ هر بيمارى و اندوهى[٤] و غمى و از شرّ هر بليّه و پشيمانى [يعنى از چيزى كه سبب پشيمانى شود] و از شرّ چيزى كه در شب و در روز باشد، و در صحرا و در دريا باشد و از شرّ فسقكنندگان و اهل فساد[٥] و زناكاران [لواطكاران][٦] و كافران و رشك برندگان و سحركنندگان و متكبّران و جماعت شرير و از شرّ چيزى كه از آسمان فرود آيد و چيزى كه در آسمان بالا رود و از شرّ چيزى كه در زمينى داخل شود و چيزى كه از زمينى بيرون آيد و از شرّ هر روندهاى كه پروردگار من [تو] ناصيه او را گرفته است،[٧] بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است. و پناه مىجويم به خدا كه بزرگ است از شرّ چيزى كه
[١] -يعنى از اين كه در باره من قضا و تقدير بدى شده باشد.
[٢] -جهد بلا هر حالتى باشد كه در آن حال شخصى آرزوى مرگ نمايد و بعضى گويند كه مراد كمى مال و كثرت عيال است و در حديث واقع شده كه جهد بلا آن است كه شخصى مطّلع شود كه زوجه او زانيه و بدكار است و به گرفتار شدن اسيرى به دست دشمنان نيز تفسير نمودهاند. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى از چيزها و بلاهائى كه سبب خوشحالى و سرزنش نمودن دشمنان گردد.
[٤] -همّ اندوهى باشد كه پيش از نزول بلا بهم برسد و مانع خواب گردد و غمّ اندوهى را گويند كه بعد از ورود بلا سانح شود و خواب آورد و بعضى گفتهاند كه همّ اندوهى است كه سببى و وجهى از براى آن ظاهر نباشد و غم اندوهى است كه وجهى و سببى داشته باشد.
[٥] -دعّار به دال مهمله يعنى اهل فساد.
[٦] -ذعّار يعنى ظالمان كه مردمان از ظلم ايشان بترسند و خوف نمايند و بعضى گفتهاند كه مراد جماعتىاند كه فعل لواط در ميان ايشان شايع باشد چه ذعرة به ضمّ ذال به معنى حلقه دبر آمده. و اللَّه يعلم
[٧] -ناصيه پيش سر است و گرفتن ناصيه كسى كنايه از تسلّط و غلبه بر او است و غرض از اين وصف عموم است يعنى از شرّ همه روندهها زيرا كه خداى تعالى غالب است بر همه آنها و ناصيه همه ايشان را گرفته است. و اللَّه يعلم