ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤١ - ١٠ - حرزهاى حضرت امام صادق
است از سوره شريف و آيه محكم[١] و از شفا دهنده و رحمتى و پناهى و خيرى و به تورات و به انجيل و به زبور و به قرآن و به صحيفههاى ابراهيم و موسى و به هر كتابى كه نازل ساخته او را خدا و به هر پيغمبرى كه فرستاده او را خداى و به هر حجتى كه قائم نموده او را خداى، و به هر دليلى كه ظاهر ساخته است او را خداى و به همه نعمتهاى خداى و به غلبه خداى و به بزرگى خداى و به توانائى خداى و به پادشاهى خداى و به بزرگى خداى و به منع نمودن[٢] خداى و به بخشش خداى و به درگذشتن خداى از تقصير و به حكم نمودن خداى [و به علم خداى] و به آمرزيدن خداى و به فرشتگان خداى و به كتابهاى خداى و به رسولهاى خداى و به پيغمبران خداى و به محمّد كه فرستاده خداست و به اهل خانه رسول خداى، شفقت خداى باد بر او و بر ايشان همگى. پناه مىفرمايم خود را از خشم خداى و از ناخوش آمدن خداى و از عقوبت خداى و از عذاب خداى و از مؤاخذه خداى و از شدّت قهر خدا [و از بليّههاى خدا] و از هلاك نمودن او و از ريشه كندن او و از بيخ قطع نمودن خدا[٣] و از هلاك نمودن خدا و از قهرهاى خدا و عقوبت او و از همه عيبهاى خدائى[٤] و از اعراض كردن خداى و از منع نمودن خدا و از معيوب گردانيدن او[٥] و باز گذاردن خدا و از يارى ننمودن خداى و از غضب خداى و از ترك نمودن خدا و از كفر و از نفاق و از شك و شرك و از حيرانى در دين خداى و از شرّ روز زنده شدن[٦] و روز حشر و از شرّ عرصات و حساب قيامت و از شرّ عذاب حكم كرده شده، كه پيش ثبت شده است و از زايل شدن نعمت و تغيير يافتن عافيت و از رسيدن عقوبت و از اسباب هلاكت و از مواضع نااميدى و رسوائى در دنيا و آخرت. و پناه مىبرم به خدايى كه بزرگ است از خواهش هلاككننده[٧] و مصاحب لهو اندازنده و از همصحبتى كه به فراموش اندازد و همسايهاى كه آزار رساند و بىنيازئى كه سبب
[١] -آيه محكمه هر آن آيه را گويند كه معنى آن ظاهر و واضح باشد بر هر كس كه عارف به لغت عرب و علوم عربيّه باشد، يا آن كه مراد از آن آيه باشد كه محكم و محفوظ از نسخ يا از تخصيص يا از هر دو باشد، يا آن كه مراد آيهاى باشد كه احتمال نداشته باشد تأويل و معانى متعدّده را. و اللَّه يعلم.
[٢] -منع و منعة هر دو به يك معنىاند، يعنى منع كردن خدا دشمنان و موذيات را.
[٣] -مراد از مصادر باب افتعال در اين مواضع معانىاند كه مطاوع مصادر متعدّيهاند، كه ترجمه به آنها شده، و اضافه آنها به خدا از جهت آن است كه مصادر متعدّيه فعلهاى خدا و از او ناشىاند. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى از هر عيبها كه خداى تعالى بندگانش را به آن عيبها معيوب گرداند. و اللَّه يعلم.
[٥] -اصل تنكيل گوش و بينى بريدن است، و مراد از آن در اين مقام مطلق عيب است، يعنى هر چيزى كه سبب عيب و دورى از رحمت الهى و بعد منزلت از آن جناب شود.
[٦] -يعنى بعد از مردن جهت حساب يا پراكنده شدن نامه اعمال. و اللَّه يعلم.
[٧] -يا آن كه پناه مىبرم از خواهش ردىّ و پست و خفيفكننده. و اللَّه يعلم