ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٥ - دعاى عبرات
از انتقام كشيدن تو[١] انتقام كشيدنى را خداوندا كجاست كجاست كارگذارى تو كه آن يارى كردن فريادرس طلبان است از خلايق و كجاست كجاست توجه و شفقت تو كه آن سپر نشانه گرديدهشدگان است براى ظلم روزگار، توجه نماى به سوى من توجه نماى به سوى من به سبب آن اى پروردگار من خلاص كن مرا از گروه ستمكاران بدرستى كه رسيده است به من آزار و تعب و تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى اى مولاى من مىبينى تو حيرت مرا در كار من و تغيّر و برگرديدن حال مرا در آزار و تعب من و مشتمل بودن مرا بر سوختگى دل من و بر گرمى سينه من پس رحمت فرست اى پروردگار من بر محمّد و بر آل محمّد و ببخش به من اى پروردگار من به حقّ آنچه تو سزاوار آنى گشادگى و بيرون آمدن از بلا را و آسان گردان براى من اى پروردگار من به جانب خير و خوبى راهى را و بگردان اى پروردگار من كسى را كه نصب كرده باشد دامى را براى من تا آنكه بيندازد مرا در آن دام افتاده[٢] در آنچه مكر كرده است آن را و كسى كه كنده باشد براى من چاهى را تا آنكه بيندازد مرا در آن چاه بگردان تو او را واقع و افتاده در آنچه كنده است آن را و برگردان خداوندا از من از بدى آن شخص و از حيله او و از فساد او و از آزار او آنچه را كه برمىگردانى تو آن را از كسى كه كشيده است نفس خود را براى اطاعت كردن جزا دهنده و نداكننده كه مىخواند مردمان را به ايمان اى خداى من اين است بنده تو اين است بنده تو برآور مطلب او را و اين است بنده ضعيف تو و اين است بنده ضعيف تو برطرف كن غم او را پس به تحقيق كه بريده شده است از او هر وسيله مگر وسيله تو كوتاه شده است از او هر سايهاى مگر سايه مرحمت تو [خداى من تقاضاى مرا اين كه اگر آن را برگردانى كجا مصادف به اجابت خواهد رسيد و خيال مرا اگر دروغ بدانى كجا جايگاه ترساندن را تلافى كند، پس باز نگردان درخواستكننده به در خود را كسى كه درى ديگر را نمىشناسد و از كنار خود منع مكن كسى را كه كنار ديگرى را نمىشناسد].
پس به سجده رود و بگويد:
[١] -و ممكن است كه انتصار به معنى بسيارى نصرت دادن و يارى كردن باشد. و اللَّه يعلم
[٢]« صريع» مفعول دويم است براى« و اجعل» يعنى و كسى را كه با من حيله كرده است واقع و افتاده در حيله خودش بگردان. يعنى چنان كن كه حيله او به خودش برگردد و او گرفتار به حيله خودش شود. و اللَّه يعلم