ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٤١ - الف دعاهاى رسول خدا
در نزد تو و شريف و عزيزاند كه برگزيدهاى تو آنها را براى نفس خود و مخصوص نمودهاى تو آنها را از براى يادآورى خود[١] و منع نمودهاى آنها را از همه مخلوقات خود و جدا ساختهاى آنها را از هر چيزى غير تو و گردانيدهاى تو آنها را راهنماى بر تو، و وسيلهاى به سوى تو پس آنها بزرگترين چيزهااند و عظيمترين انواعند و صاحب فخرترين چيزهااند و بزرگترين قصد كرده شدهاند و محكمترين ستونهااند، رد نمىكنى خواننده خود را به اين نامها و نااميد نمىگردانى اميد دارنده خود را و كسى را كه متوسل شود به سوى تو و خوار نمىگردد كسى كه تكيه نموده باشد بر تو و ستم رسيده[٢] نمىشود كسى كه پناه آورده باشد به سوى تو و محتاج نمىشود سئوالكننده از تو و بريده نمىشود اميد آرزوكننده از تو و شكسته نمىشود عهد او و باطل نمىگردد احترام او. پس اى كسى كه اعانت نموده نمىشود[٣] و ستم رسيده نمىشود و مغلوب نمىگردد و منازعه نموده نمىشود و برابرى كرده نمىشود،[٤] بيامرز از براى من گناهان مرا، همه آنها را و اصلاح كن كارهاى مرا همه آنها را و كارگذارى نماى مرا در دنيا و آخرت و بپوشان مرا[٥] در دنيا و آخرت و نگاهدار مرا در دنيا و آخرت و سلامت دار مرا در دنيا و در آخرت و نزديك گردان همسايگى مرا[٦] از تو، پس تو خدائى كه نيست خدائى مگر تو به نام تو كه جليل و عظيم است[٧] نزديكى مىجويم و به آن در مىآويزم و بر آن تكيه مىنمايم پس اوست عروه[٨] محكمتر كه نيست شكستى مر آن را و مشكن عهد مرا و منع مكن سؤال مرا و مانع مشو خواسته مرا و كم مگردان خواهش مرا[٩] و رحم كن خوارى مرا و زارى مرا و بىچيزى مرا و احتياج مرا پس نيست از براى من اميدى به غير تو و نه آرزوئى
[١] -يعنى از براى آن كه هر گاه بندگان خواهند يادآورى و مذكور نمايند ترا بايد كه به يكى از آن نامها باشد و منع كردهاى تو همه مخلوقات را از اين نامها يعنى جايز نيست احدى را كه آن نامها را نام خود گذارد يا آنكه ديگرى را به اين نامها بخواند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى نمىتواند كسى كه بر او ستم نمايد.
[٣] -يعنى كسى او را در كارى امداد نمىكند و احتياج به اعانت كسى ندارد.
[٤] -يعنى كسى نمىتواند كه با او منازعه نمايد و او را برابرى كند.
[٥] -يعنى و بپوشان مرا به رحمت و آمرزش خود، يا آن كه بپوشان گناهان مرا در دنيا و آخرت.
[٦] -يعنى و پناه ده مرا به نزديك خود.
[٧] -جليل و عظيم هر دو به معنى بزرگاند و از جهت تاكيد مكرر شده است.
[٨] -عروه هر چيز دستگير آن چيز است، چنانچه عروه كوزه دسته آن است و نسبت دادن عروه به خداى تعالى از باب تشبيه است.
[٩] -يعنى چيزى كه خواهش نمودهام به آن.