ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٤٣ - الف دعاهاى رسول خدا
بزرگتر است خدا عزيزتر است و عظيمتر است از آنچه مىترسم از او و دورى مىجويم از او، عزيز است پناه آورنده به تو و عظيم است سپاس تو و پاكيزه است نامهاى تو و نيست خدائى غير تو. خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از بدى نفس خود و از شرّ هر پادشاه سختى و از شرّ هر شيطان سركشى و از شرّ هر جبركننده[١] ظالمى[٢] و از شر قضاى[٣] بد و از شرّ هر حركتكنندهاى كه تو گرفتهاى پيش سر او را، بدرستى كه تو بر راه راستى و تو بر همه چيز نگاهبانى، بدرستى كه دوست من خدايى است كه فروآورده قرآن را و او متولّى[٤] صالحان است پس اگر اعراض نمايند[٥] پس بگو بس است مرا خدا نيست خدائى مگر او، بر او اعتماد نمودهام و اوست پروردگار عرش بزرگ.
١٤- دعائى كه روايت شده حضرت رسول ٦ كه اين دعا را به يكى از صحابه آموختند پس وقتى كه حجّاج كشتن او را اراده نمود پس آن شخص اين دعا را خواند، پس جلاد بر كشتن او قدرت نيافت و دعا اين است:
اى شنواى هر آوازى، اى زندهكننده نفسها بعد از مردن، اى كسى كه تعجيل نمىنمايد در عقوبت از جهت آن كه نمىترسد[٦] فوت آن را، اى هميشه موجود اى بيرون آورنده گياه، اى زندهكننده استخوانهاى پوسيده از هم پاشيده، به نام خدا چنگ در زدهام بخدا، و اعتماد نمودهام بر زندهاى كه نمىميرد و انداختهام[٧] كسى را كه آزار رساند مرا به كلمه نيست حركتى و قوّتى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ.
١٥- حديث نمود براى ما عبد الله از ابو جعفر حميد بصرى از مردى نيشابورى به نام عبد الله از ابراهيم بن ادهم از موسى فرّاد از محمد بن على بن ابى طالب از پيغمبر ٦ و سلم كه رسول اكرم فرمودند: هر كس اين نامها را بخواند خداى تعالى دعاى او را مستجاب مىفرمايد. پيغمبر ٦: فرمودند اگر اين نامها بر صفحههاى آهن خوانده شود، به اذن خدا آن آهن گداخته مىشود و نيز فرمودند: سوگند به كسى كه مرا به حق به پيغمبرى فرستاده است اگر كسى دچار تشنگى
[١] -يا صاحب جبروت و تكبرى يا بىرحمى.
[٢] -عنيد كسى است كه حقّ را داند و مخالفت آن كند.
[٣] -يعنى از شرّ اين كه در باره من قضا و تقدير بدى شده باشد.
[٤] -يعنى متولّى كارهاى صالحان است و سرانجام آنها را مىنمايد، يا آن كه دوست مىدارد صالحان را و دوست خود مىگرداند ايشان را.
[٥] -يعنى كفّار و رو بگردانند از ايمان آوردن به تو پس بگو اى محمد: ...
[٦] -يعنى نمىترسد آن كه نعوذ باللَّه برطرف شود يا آن كه وقتى قدرت بر عذاب كردن و عقوبت نمودن نداشته باشد بايد كه تعجيل نمايد در آن بلكه هميشه موجود و پيوسته قادر است، پس هر گاه كه مناسب و مصلحت داند عقوبت خواهد نمود هر چند كه در دنيا تأخير در آن نمايد از جهت آن كه حليم است و عجول نيست. و اللَّه يعلم
[٧] -يعنى او را دور مىنمايم و دفع مىكنم.