ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٨٢ - دعاى عيسى
خداوندا بدرستى كه من مىخوانم ترا به حقّ نام تو كه يكتاى عزيزتر از همه چيز است و مىخوانم ترا خداوندا بنام تو كه دائمى است و مىخوانم ترا خداوندا بنام تو كه بزرگ بىهمتاست و مىخوانم ترا خداوندا بنام تو كه بزرگ بلند مرتبه است كه ثابت است به سبب آن نام ركنهاى تو[١] همه آنها، آنكه برطرف كنى از من آنچه را كه صباح مىكنم[٢] و به شام مىآورم در آن چيز.
پس چون عيسى ٧ اين دعا را خواند. خداى عزّ و جلّ به جبرئيل وحى فرستاد كه او را به نزد من پس بلند گردان.
آنگاه حضرت رسالت پناهى صلى اللَّه عليه و اله فرمود كه: اى اولاد عبد المطلب پروردگار خود را به اين كلمات سؤال كنيد.
پس قسم به كسى كه نفس من به دست قدرت اوست آنكه اين دعا را بندهاى به اخلاص در دين خود نمىخواند مگر آنكه عرش مىلرزد و مگر آنكه خداى تعالى به فرشتگان مىگويد كه شاهد باشيد به آنكه حاجت او را به بركت اين دعا بر مىآورم و سؤال او را عطا مىكنم. پس آنگاه آن حضرت به اصحاب خود فرمودند كه: خداى تعالى را به بركت اين دعا سؤال كنيد و اجابت آن را اميدوار باشيد.
٢- و از جمله دعاها دعاى عيسى ٧ است به روايتى ديگر غير از آنچه مذكور شد.
از حضرت پيغمبر ٦ مروى است كه در زير بال جبرئيل اين دعا را ديدند پس آن را به حضرت علىّ بن ابى طالب و به عبّاس تعليم كردند و فرمودند: اى على! اى بهترين اولاد هاشم و اى پسران عبد المطّلب پروردگار خود را به اين كلمات سؤال كنيد. پس قسم به كسى كه جان من به دست قدرت اوست كه مؤمنى از روى اخلاص خدا را به اين دعا نمىخواند مگر آنكه از جهت اين كلمات عرش و هفت طبقه آسمانها و هفت طبقه زمينها به جنبش آيد و خداى تبارك و تعالى به فرشتگان مىگويد كه شاهد باشيد به آنكه من حاجت كسى را برآوردم كه اين كلمات را در دنيا و آخرت بخواند و اين دعا آن دعائى است كه عيسى بن مريم آن را خواند. پس خداى تعالى او را به سوى خود بلند كرد و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم [به تو] بنام تو كه يگانه يكتاست و پناه مىبرم بنام تو كه يگانه مقصود در حاجتهاست و پناه مىبرم [به تو] بنام تو خداوندا كه بزرگ بىهمتاست و پناه مىبرم خداوندا به حقّ نام تو كه بزرگ بلند مرتبه است كه پر كرده است اطراف عالم را همه آنها را سؤال مىكنم آنكه برطرف كنى از من اندوه آنچه را كه صبح داخل مىشوم در آن و در وقت شام داخل مىگردم.
[١] -مراد از ركنها در اين مقام انبيا و ائمه : هستند، يا معجزات ايشان است و ممكن است كه مراد آسمانها و عناصر چهارگانه باشد كه سبب و اصل همه چيزها هستند.
و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى اندوه و غمى يا آنكه فكر امور دنيوى كه هر صباح و شام در آن هستم. و اللَّه يعلم