ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٠٤ - ادعيه فرج و عافيت
كردهاى تو آن را به ما و نگاهدار ما را به بركت ايشان از همه بديها آنچه تقدير كردهاى تو آن را و حكم كردهاى تو به آن پس بدرستى كه تو حكم مىكنى بر مردمان و حكم نمىكنند مردمان بر تو و خوار و ذليل مىگردانى تو مردمان را و نيست خوار و ذليل كسى كه دوستدارى تو او را و پناه مىدهى تو و پناه داده نمىشود[١] گريخته از تو و بازگشت و برگشتن همه چيز بسوى توست ايمان آوردهايم ما به تو اى آقاى من و اعتماد نمودهايم ما بر تو و اطاعت كردهايم ما براى تو اى مولاى من و باز گذاردهايم ما كارهاى خود را بسوى تو خداوندا بدرستى كه ما پناه مىبريم به تو از آنكه خوار و ذليل باشيم و از آنكه رسوا گرديم و پناه مىبريم ما به تو از رسيدن[٢] بدبختى و از خوشحالى و سرزنش دشمنان و از مشقّت و تعب بلاء و از بدى تقدير و حكم تو و از پى در پى وارد شدن نيستى نعمتها و رسيدن بلاها و از وارد شدن طاعون و از محروم گشتن از قبول دعا و از بدى نگريستن[٣] در نفسهاى اهل خانه پيغمبر تو كه محمّد است رحمتهاى تو باد بر ايشان و در دينهاى ايشان و در همه آنچه بخشيدهاى تو به ايشان و مىبخشى آن را به ايشان مادام كه زندگانى نمايند و در وقت وفات ايشان و بعد از وفات ايشان و پناه مىبريم ما به تو اى آقاى من از رسوائى در زندگانى دنيا و از بازگشت به سوى آتش پس اين جاى من محلّ ايستادن پناه آورنده به تو است از آتش پناه مىبرم به تو اى مولاى من از آتش اين مكان من جايگاه ايستادن شخص گريزنده به سوى توست از آتش مىگريزم به سوى تو اى خداى من از آتش اين محلّ ايستادن كسى است كه پناه آورنده باشد به تو از آتش پناه آوردهام به تو اى مولاى من و خداى من از آتش اين جايگاه محلّ توبهكننده است كه خواهش كند به سوى تو در خلاصى گردن خود از آتش اى خداى من رها كن گردن مرا از آتش اين جايگاه من محلّ ايستادن توبهكننده است به سوى تو كه زارى نمايد به سوى تو و طلبكننده باشد به سوى تو در آزادى گردن خود از آتش اين جايگاه من محلّ ايستادن كسى است كه برگشته باشد از گناه خود و توبه كرده باشد و رجوع نموده باشد بسوى پروردگار خود و روى آورده باشد بر روى خود بسوى آن خدائى كه خلق كرده
[١] -يعنى شخصى كه از تو بگريزد، كسى نمىتواند كه او را پناه دهد.
[٢] -يعنى ما به تو پناه مىگيريم از اين كه ما را دريابد و به ما بدبختى برسد و بدبخت شويم و بعضى گويند كه درك نام طبقه پائين جهنم است. يعنى به تو پناه مىبرم از افتادن در ته جهنم به سبب شقاوت و بدبختى و بعضى گويند كه درك به معنى طبقه و مكان پايين است. يعنى و به تو پناه مىبرم از اين كه در مرتبه پائين و پستترين طبقات شقاوت و بدبختى بيفتيم و معنى اوّل ظاهرتر است. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى و چنين مكن كه نفسهاى ايشان و دينها و طريقهاى ايشان در نظرهاى مردمان بد و ناخوش آيد. و اللَّه يعلم