ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٥٣ - الف دعاهاى رسول خدا
و تعجب است از قبول توبهكنندهاى كه چه چيز او را جزا دهنده نموده و تعجب است از جزا دهندهاى كه چه چيز او را صاحب مغفرت نموده و تعجب است از آمرزندهاى كه چه چيزى او را بزرگ نموده است و تعجب است از بزرگى كه چه چيز او را صاحب جبروت نموده و تعجب است از صاحب جبروتى كه چه چيز او را جزا دهنده نموده و تعجب است از جزا دهندهاى كه چه چيز او را حاكم گردانيده و تعجب است از حكمكنندهاى كه چه چيز حكم او را ممضى نموده[١] و تعجب است از حاكمى كه چه چيز جارى نموده امر او را و تعجب است از جارى در حكمى كه چه صفت صاحب رحم نموده او را و تعجب است از رحمكنندهاى كه چه صفت خلقكننده گردانيده او را و تعجّب است از خلقكنندهاى كه چه چيز او را صاحب غلبه نموده تعجب است از غلبه نمايندهاى كه چه امر او را صاحب مملكت نموده و تعجب است از صاحب مملكتى كه چه صفت او را صاحب قدرت نموده و تعجب است از توانائى كه چه چيز او را بلند مرتبه نموده و تعجب است از بلند مرتبهاى كه چه صفت او را شريف گردانيده و تعجب است از صاحب شرفى كه چه امر او را رزق دهنده گردانيده و تعجب است از روزى دهندهاى كه چه چيز او را نگاه دارنده رزق او را[٢] و تعجب است از نگاه دارنده رزقى كه چه چيز او را روزى بخشنده نموده و تعجب است از روزى گسترانندهاى كه چه چيز راهنما گردانيده او را و تعجب است از راهنمائى كه چه چيز او را راستگوى نموده و تعجب است از راستگوئى كه چه چيز او را ظاهر گرانيده و تعجب است از ظاهرى كه چه چيز منزّه از عيبها نموده او را و تعجب است از منزّهى كه چه چيز او را پاكيزه [ظاهر] نموده و تعجب است از پاكيزهاى [آشكارى] كه چه چيز او را پاك نموده و تعجب است از پاكى كه چه چيز باقى داشته او را و تعجب است از باقىاى كه[٣] چه چيز او را اعادهكننده نموده و تعجب است از اعادهكنندهاى كه چه چيز او را خلقكننده نموده و تعجب است از خلقكنندهاى [كه چه چيز او را نگاهدارنده نموده و تعجب است از نگاهدارندهاى كه چه چيز او را يارى كرده و تعجب است از يارىكنندهاى] كه چه چيز او را صاحب بخشش كرده و تعجب است از بسيار بخشندهاى كه چه چيز او را توبه قبولكننده نموده و
[١] -حاصل معنى آن كه تعجب از حاكمى كه حكم او چه ممضى است.
[٢] -يعنى تعجب است از فراخى و توسعه دهنده روزى به بعضى از مردم كه خواهد و نگاهدارنده و تنگ نماينده روزى بر بعضى ديگر و اين كنايه از كمال قدرت خداى تعالى است چنانچه وارد شده كه خداى تعالى خافض و رافع است و معزّ و مذلّ است يعنى كسى را كه خواهد پس مرتبه مىكند و شخصى را كه اراده نمايد بلند مرتبه مىنمايد و عزيز مىنمايد هر كه را خواهد و خوار مىنمايد آن كه را خواهد حاصل معنى آن كه و تعجب است از كمال قدرت خداى تعالى. و اللَّه يعلم
[٣] -يعنى تعجب است از باقى كه به چه چيز مخلوقات را بعد از معدوم شدن آنها جهت حساب و عقوبت در روز قيامت اعاده مىكند- و اللَّه يعلم- حاصل مضمون آن كه تعجّب است از پاكى كه چه باقى و دايمى است.