ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
روندهاى كه خداى تعالى فرا گرفته است پيش سر آنها را بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است بار خدايا بدرستى كه من متمسّك مىشوم به تو از شرّ هر چيزى كه آفريدهاى تو آن را و پاسبانى مىجويم به تو از آنها و پناه مىبرم بخداى بزرگ از سوختن و از غرق شدن و از گرفتگى گلو و از انبوه و از فرو رفتن به زمين فرو رفتن به زمين و از به صورت حيوان شدن و از سنگ شدن[١] و از هلاك شدن به صيحه[٢] و از زلزلهها و از فتنهها و از چشم زخم و از صاعقهها[٣] و از ديوانگى و از آزار خوره و از پيس شدن و بيماريها و آفتها و بليّهها و آزارها و از خوردن درنده و از مردن[٤] در حالت بد و از همه اقسام بلايايى كه باشد در دنيا و آخرت و پناه مىبرم بخداى بزرگ از شرّ آنچه پناه بردهاند از آن فرشتگان نزديكان و پيغمبران فرستادگان و خصوصا از آنچه پناه برده است از آن بنده تو و فرستاده تو كه محمّد است رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او سؤال مىكنم ترا آن كه بدهى به من از بهترين آنچه سؤال كردهاند ايشان ترا و آن كه پناه دهى مرا از شرّ آنچه پناه جستهاند ايشان و سؤال مىكنم ترا از نيكوئى همه آن را در دنيا و در آخرت آنچه را كه دانستم از آن نيكوئى و آنچه را كه ندانستم، ابتدا بنام خداست و به ذات خداست و سپاس براى خدا سزاوار است و چنگ در زدم به دامان خدا و تكيه دادم پشت خود را به سوى خدا و نيست تهيه اسباب من مگر بخدا و آنچه خواست خدا چنان شد و واگذاشتهام كار خود را به سوى خدا و نيست يارى كردن مگر از نزد خدا و نيست صبر من مگر به قدرت خدا و نيكو توانايى است خدا و نيكو مولائى است خدا و نيكو يارىكنندهاى است خدا نمىبخشد نيكوئىها و خيرات را مگر خدا و برنمىگرداند بديها را مگر خدا و جارى نمىكند نيكىها را مگر خدا [و نيست براى ما از نعمت مگر از خداست] و بدرستى كه فرمان همه آن بدست قدرت خداست و طلب كارگذارى مىنمايم از خدا و طلب توانگرى مىنمايم از خدا و
[١] -و محتمل است كه مراد معذب شدن به باريدن سنگ از آسمان باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -صيحه آوازى است كه سبب ترس و هلاكت شود.
[٣] -صاعقه آتشى را گويند كه از ابر جدا شود و با قوّت و به زمين رسد و بعضى گويند كه صاعقه آوازى باشد كه از ابر برآيد و در نهايت شدّت باشد و بر هر تقدير صاعقه هلاككننده و ترساننده است. و اللَّه يعلم
[٤] -مراد از ميته سوء مردنى است كه در آن وقت اضطراب بسيار نمايد و درد بسيار داشته باشد و كفران و ناشكرى نمايد به حيثتى كه از ياد خدا و ذكر پيغمبر و اقرار به ائمّه : غافل گردد يا آن كه مراد مردنى است كه توفيق توبه نمودن از گناهان و اقرار به شغل ذمه خود نيابد و به اين معنى است آن كه بعضى آن را به موت فجأة تفسير نمودهاند و اين نزديك است به آن چه مذكور شد. و اللَّه يعلم