ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٥١ - الف دعاهاى رسول خدا
حرمت اين را بشناسد، خداى تعالى او را از هر سختى نگاه مىدارد [و اگر قرض دارى آن را بخواند، خداوند قرض او را ادا نمايد] و براى او همه امرها را آسان مىگرداند و او را از هر مكروهى نگاه مىدارد و از او هر بدى را برطرف مىنمايد و او را از هر بيمارى و علّتى نجات مىدهد و همّ و غمّ را از او زايل مىگرداند. پس اين دعا را ياد بگيريد و ياد بدهيد پس بدرستى كه در اين دعا خير بسيار است. ابن طاوس گويد: و اين دعا دعاى ثانى در اين كتاب است و آن[١] دعا اين است: تسبيح مىكنم تسبيح[٢] خدايى كه بزرگ است و متلبّسم به حمد او منزه است خدا تعجب مىكنم[٣] از خدائى كه چه چيز او را مالك گردانيده [و تعجب مىكنم از پادشاهى كه چه چيز توانا نموده است او را] و منزه است او و تعجب است از بسيار قادرى كه او را چيز بزرگ كرده او را و منزه است خدا و تعجب مىكنم از بزرگى كه چه چيز او را جليل نموده و منزه است او و تعجب است از بزرگى كه چه چيز او را شريف نموده و منزه است خدا و تعجب است از شريفى كه او را چه چيز مهربان نموده و تعجب است از مهربانى كه چه چيز او را عزيز نموده و تعجب مىكنم از عزيزى كه چه چيز او را بزرگ نموده و تعجب مىنمايم از بزرگى كه چه چيز او را هميشگى نموده و تعجب است از دائمى كه چه چيز او را بلند نموده و تعجّب است از بلند مرتبهاى كه چه چيز او را رفعت داده و تعجب مىنمايم از رفيعى كه چه چيز او را حسن داده و تعجب است از نيكوئى كه چه چيز او را نورانى گردانيده و تعجب است از روشنى كه چه چيز او را ظاهر كرده است و تعجب است از ظاهرى كه چه چيز او را پنهان نموده و تعجب از پنهانى كه چه چيز او را دانا نموده و تعجب است از دانائى كه چه چيز او را خبردار گردانيد و تعجب است از خبردارى كه چه چيز او را كريم نموده و تعجب است از بخشندهاى كه چه چيز او را مهربان نموده[٤] و تعجب است از مهربانى كه چه چيز او را بينا گردانيده است و تعجب است از بينائى كه چه چيز او را شنوا نموده است و تعجب است از شنوائى كه چه چيز او
[١] -اين دعا به دعاى صحيفه مشهور است، از جهت آن كه جبرئيل ٧ آن را بر صحيفهاى نوشته بر پيغمبر ٦ نازل نمود چنانچه در شرح دعاى سابق مذكور شد. و اللَّه يعلم
[٢] -تسبيح به معنى منزّه نمودن و پاكيزه گردانيدن است و مراد اعتقاد داشتن و اظهار نمودن است به آن كه خداى تعالى در ذات و صفات و افعال از نقصها و عيبها پاكيزه است و چون بنده نسبت تسبيح كردن را به خود داد چنانچه گفت سبحان الله يعنى تسبيح مىكنم خدا را تسبيح كردنى خوف اين است كه مبادا در اين نسبت عجبى و شادى روى نمايد كه من مصدر چنين امرى و عبادتى عظيم گرديدم بنا بر اين تدارك و بازيافت آن نموده مىگويد كه« و بحمده» يعنى من متلبّسم به حمد او يعنى حمد و سپاس او را لباس خود گردانيدهام بر اين كه مرا از اهل تسبيحكنندگان خود و قابل عبادت خود گردانيد و توفيق اين را به من داده. و اللَّه يعلم
[٣]« سبحانه من إله ما أقدره» يعنى تعجب مىكنم يا آن كه محلّ تعجب است از خدايى كه در ذات و در صفات او چه چيز است كه منشأ شده است و سبب گشته از براى قدرت و توانائى او. حاصل معنى آن كه از قدرت و توانائى او تعجب مىنمايم از جهت آن كه احدى آن را ادراك نمىتواند نمود و به آن قدرت كسى نمىتواند رسيد، محلّ تعجب بسيار است و همچنين است فقرات ديگر تا به آخر دعا. و كلمه« سبحان الله» در اصل به معنى تنزيه و تقديس است يعنى منزّه است خداى تعالى يا آن كه تسبيح مىكنم خدا را و در اين فقرات دعا كنايه از تعجّب است چه هر گاه انسان از چيزى تعجّب مىكند مىگويد« سبحان الله» چنانچه ترجمه به آن شده. و اللَّه يعلم بحقايق الامور
[٤] -لطف به معنى مهربانى و علم به امور پنهان و لطيف آمده است و لطافت در اصل به معنى مقابل كثافت است.