ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
نيست خدائى مگر او زنده حكمكننده شنواى داناى بخشنده مهربان است. چنگ در زدم من بخدائى كه نيست خدائى مگر او بر او اعتماد نمودهام و خدا پروردگار عرش بزرگ است ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو و تو داناترى به حاجت من و طلب مىكنم از تو و تو دانائى به مطلب من و خواهش دارم به سوى تو و تو نهايت خواهش منى پس اى داناى پنهانها و بلند گرداننده آسمانها و برطرف كننده [دفعكننده] بلاها[١] و محل طلب كردن حاجتها و بخشنده سؤالها رحمت فرست بر محمّد كه آخر پيغمبران است و بر آل او كه پاكان و پاكيزگانند خداوندا بيامرز براى من گناهان مرا و اسراف مرا در امر من همه آن را و آنچه را كه تو داناترى به آن از من خداوندا بيامرز براى من گناهان ندانسته و دانسته مرا و نادانى مرا و لهو مرا و سعى نمودن مرا در كارهاى بد پس بدرستى كه اين همه گناهان نزد من هست خداوندا[٢] بيامرز براى من آنچه را كه بجا آوردهام پيش از اين از گناهان و آنچه را كه مىكنم بعد از اين و آنچه را كه پنهان كردهام آن را و آنچه را آشكار نمودهام آن را توئى پيش از همه چيز و توئى بعد از همه چيز و تو بر همه چيز توانائى اگر مىآمرزى خداوندا مىآمرزى همه گناهان را (يا آنكه همه بندگان را) و كدام بنده توست كه نكرده باشد گناهى را.
٢٠- و از آن جمله دعائى است جامع از براى مولاى ما امير المؤمنين ٧.
ابن طاوس گويد كه روايت كرده شدم من به سندهاى خود تا به سعد بن عبد الله كه از كتاب فضل الدّعاء نقل شده كه از مؤلفات اوست گفته كه حديث نمود به ما حسن بن علىّ بن عبد اللَّه بن مغيره كوفى از پدر خود و او از سيف بن عميره، از ابراهيم بن ابى يحيى، از حضرت امام جعفر صادق، از پدر خود، از جدّ خود، از حضرت امير المؤمنين على عليهم السّلام، و همچنين روايت نموده از مردى، از پدر خود از حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليهما و آلهما، و از محمد بن شهاب، از سلمان فارسى، از امير المؤمنين ٧، و از عطا، از ابى ذر، از امير المؤمنين، و از عاصم، از ابو الرّحمن شامى، از امير المؤمنين ٧، و از مجاهد نيز نقل نمودهاند سى نفر كه همگى گفتند كه شنيديم از حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ و حال آنكه در مسجد الحرام بودند پس روى خود را به ركن يمانى نمود فرمودند: «ها و ربّ الكعبة» «كه قسم به پروردگار كعبه» پس از آنجا به نزد حجر الاسود آمده گفتند: «ها و ربّ الكعبة» «كه سوگند به پروردگار كعبه» و از آنجا
[١] -در بعضى از نسخهها كه آثار صحّت در آن بود« البنيّات» به تقديم باء يك نقطه و نون است كه جمع« بنيه» باشد و مراد از« بنيه» كعبه معظمه است، يعنى اى بلند گرداننده بناهاى كعبه و بيت المقدس و ساير بناهاى شريف باشد. و ليكن جمع بنيه بنيات نيامده بلكه ابنيه است و جمع جمع ابنيات است. و اللَّه يعلم
[٢] -در نسخه ديگر اللّهمّ ندارد و بجاى آن و دارد.