ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٢ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
به نزد آن دو ركن ديگر رفته فرمودند: «ها و ربّ الكعبة» و فرمودند: «ها و ربّ الأركان كلّها و ربّ المشاعرها و ربّ هذه الحرمات» «كه به پروردگار كعبه و پروردگار چهار ركن و پروردگار مشاعر و حرم قسم» كه شنيدم از پيغمبر خدا ٦ كه فرمودند كه: اين حديثى را كه به شما نقل مىكنم، نوشته شده است در زبور داود و در تورات موسى و انجيل عيسى و قرآن محمّد ٦ و على جميع الأنبياء و المرسلين و در هزار كتابى كه از آسمان بر هزار پيغمبر عليهم السّلام نازل شده است و آن حديث اين است كه: هر كه اين كلمات را بخواند كه آن اين است: نيست خدائى مگر خدا در دانش خداست[١] منتهاى خشنودى او نيست خدائى مگر خدا بعد از دانش اوست نهايت خشنودى او نيست خدائى مگر خدا با دانش اوست منتهاى خوشنودى او خدا بزرگتر است از آنكه بوصف آيد در علم اوست نهايت رضامندى او خدا بزرگتر است پس از علم اوست نهايت خوشنودى او خدا بزرگتر است با دانش اوست منتهاى خشنودى او همه ستايش از براى خداست در علم اوست نهايت رضامندى او همه ستايش سزاوار خداست بعد از علم اوست منتهاى خوشنودى او همه سپاس براى خداست با دانش اوست نهايت خوشنودى او منزّه است خدا در علم اوست منتهاى رضامندى او منزّه است خدا بعد از دانش اوست منتهاى خشنودى او منزّه است خدا با علم اوست نهايت رضامندى او و همه ستايش براى خداست به همه انواع ستايش او بر مقابل همه نعمتهاى او و تسبيح مىكنم خدا را تسبيح كردنى و متلبّسم به حمد او نهايت خشنودى او در دانش اوست و خدا بزرگتر است از آنكه بوصف آيد و سزاوار اوست براى او آنكه گفته شود كه[٢] نيست خدائى مگر خدائى كه بردبار و بخشنده است نيست خدائى مگر خدا كه بلند مرتبه بزرگ است نيست خدائى مگر خدا كه روشنى بخش آسمانهاى هفت طبقه است[٣] و روشنكننده زمينهاى هفت طبقه است و روشنى بخش عرش بزرگ است نيست خدائى مگر خدا تهليل مىكنم خدا را
[١] -يعنى خداى تعالى خود مىداند كه به چه چيز ميسّر و محصّل مىشود و منتهى مىگردد خوشنودى او. و اللَّه يعلم
[٢] -و ممكن است كه مشار اليه ذلك، اللَّه اكبر باشد يعنى او سزاوار است كه گفته شود در شأن او كه خدا بزرگتر است و در اين هنگام لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ كلام به سر خود خواهد بود. و اللَّه يعلم
[٣] -پوشيده نماند كه مراد از هفت طبقه آسمان فلكها و كواكب سبعه سياره است كه با عرش و كرسى مجموع نه فلك مىشود چنان كه نه حركت مشاهده و محسوس مىشود و مراد از هفت طبقه زمين طبقات عناصر است، به قرينه آنكه در مقابل آسمانها واقع شده و آن نيز هفت طبقه است: اوّل طبقه آتش خالص است كه متّصل به فلك قمر است، طبقه دويم كره دخانيه است كه مخلوطى است از آتش و هوا و دخانهايى كه دهنيّت در آن باشد و مرتفع گردد از زمين و درياها و در اين طبقه متولّد گردد شهاب و نيازك و اعمده و ذوات اذناب و غير آنها از علامات آتش، سيوم كره زمهريريّه است كه هواى خالص است و متولّد مىشود در آن طبقه ابر و رعد و باران و برق و تگرگ و غير آنها، چهارم هواى متصل به زمين است كه منشأ باد و گرما و سرما است، پنجم كره آب است، ششم طبقه خاك مخلوط به آب و هوا است كه منشأ روئيدن نباتات و نشو و نموّ حيوانات و حدوث چشمهها است، هفتم طبقه خاك خالص بسيط است كه در دور و حوالى مركز است و دلايل و براهين اينها در كتب علم هيئت و رياضى مذكور است چنان كه بر متتبع و علماى اين فن مخفى نماند. و اللَّه يعلم