ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٤٧ - ٦ - در صفات دعاكننده
و از جمله شرائط دعا كردن آن است كه اوّل ابتدا به حمد و ستايش خداى تعالى و صلوات بر محمّد و بر آل او : كند پس آنگاه حاجت خود را نام برده، از جناب اقدس الهى درخواست نمايد.
و ديگر آنكه خواننده دعا بايد كه بداند كه دعا كردن و زارى نمودن در خلوت و پنهانى بهتر از دعاى بلند و آشكار و در ميان مردمان است.
و از جمله صفات دعاكننده آن است كه دل او از ياد آوردن خداى تعالى و نعمتهاى دنيوى و اخروى او و از ترس عقوبتها و عذابهاى دنيوى و اخروى غافل نباشد و به فكرها و خيالات نامشروع و وسوسههاى شيطانى مشغول نگردد.
و ديگر آنكه بايد كه خوراك و پوشاك او از حلال باشد نه از حرام.
و ديگر آنكه برى الذّمة و پاك از حقوق النّاس و از ستم نمودن بر بندگان خداى تعالى باشد.
و ديگر آنكه راضى به ظلم كردن شخصى ديگر نباشد هر چند او را در آن دخلى نباشد.
و ديگر آنكه بايد كه متكبّر نباشد، بلكه پرهيزگار و با نيّت صادق و درست باشد.
و ديگر آنكه دعا جهت رفع ظلم شخصى از او نكند و حال آنكه خود به ديگر ظلم كرده باشد.
و ديگر آنكه بعد از دعا مرتكب گناهان نشود تا آنكه دعاى او مستجاب شود.
و از جمله شرايط استجابت دعا آن است كه بايد اوّلا از همه گناهان توبه و استغفار نمايد و در كمال صلاح و سداد و راستگو باشد.
و ديگر آنكه دعا در قطع صله رحم نكند.
و ديگر آنكه دعا در حق دوست به حسب دنيا نباشد. زيرا كه در حديث وارد شده كه پيغمبر خدا ٦ از خداى خود مسألت نمودهاند كه دعاى دوستى را در حق دوستى ديگر مستجاب نگرداند كه دوستى ايشان از جهت غرض دنيوى باشد.
و از جمله شرائط آن است كه نفرين بر اهل عراق نكند[١]. ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه در كتاب تحميل در ترجمه محمّد بن احمد بن حاتم روايتى مذكور است كه خداى تعالى حضرت ابراهيم ٧ را از نفرين كردن بر اهل عراق نهى فرمودند و سبب آن در آن روايت مذكور است و ليكن از جهت اختصار ترك نمود.
و ديگر آنكه بايد كه دعاكننده طعام خود را از حرام و از مشتبه به حرام پاك سازد هر گاه خواهد كه دعاى آن مستجاب گردد.
و از جمله شرائط استجابت دعا آن است كه دعاكننده انگشترى در دست داشته باشد كه نگين آن فيروزه باشد. زيرا كه از حضرت امام جعفر صادق ٧ منقول است كه فرمودند كه از پيغمبر خدا ٦ مروى است كه خداى تعالى فرمودهاند كه: من حيا مىكنم از بندهاى كه دست خود را بلند كند و حال آنكه در دست او انگشترى باشد كه نگين آن فيروزه باشد. پس آن دست را نااميد برگرداند.
و ديگر از شرائط آن است كه در دست او انگشترى باشد كه نگين آن عقيق باشد. زيرا كه از حضرت امام جعفر صادق ٧ منقول است كه فرمودند كه: دستى به سوى خداى عزّ و جلّ برداشته و بلند گردانيده نمىشود كه دوستتر باشد از دستى
[١] -ظاهر آن است كه نهى از جهت تعظيم و اجلال مشاهد مشرفه است كه در عراق هستند يا آنكه از جهت خصوصيت آن مواضع است. زيرا كه مكانهاى شريف در عراق مىباشد و يا از جهت آنكه پيوسته مردمان خوب در آن جا مىباشند، هر چند كه مجاور باشند. و اللَّه يعلم