ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٠٧ - مناجات جهت اراده سفر
آنچه را كه سزاوار نيستم من آن را از برطرف كردن تو اندوه مرا و مستحق نيستم من آن را از زائل نمودن تو غم مرا و در حالى كه طلبكنندهام من در گذشتن ترا از گناهان و اعتمادكنندهام من اى صاحب من، به تو خداوندا پس منت گذار بر من به گشادگى در كارها و ببخش بر من آسانى بيرون رفتن از اندوهها و راهنمائى كن مرا به شفقت و مهربانى خود بر سمت راه راست و حق و بلغزان پاى مرا به قدرت و توانائى خود از راه كج و باطل و خلاص كن مرا از زندان اندوه به سبب درگذشتن تو از گناهان من و رها كن بندگى مرا به سبب رحمت خود و احسان كن بر من به خشنودى تو از من و بخشش نماى بر من به نيكوئى خود و درگذر از به سر در آمدن من و برطرف كن اندوه مرا و رحم كن اشك چشم مرا و مانع مشو خواستهشده مرا و محكم گردان به سبب درگذشتن تو قوّت مرا[١] و قوى گردان به سبب آن پشت مرا و نيكو گردان به سبب آن حال مرا و دراز گردان به سبب آن عمر و زندگانى مرا و رحم كن بر من در روز محشور شدن من و در هنگام برانگيخته شدن من از قبر بدرستى كه تو بخشندهاى و كرمكنندهاى و آمرزندهاى و مهربانى.
مناجات جهت اراده سفر
خداوندا بدرستى كه من اراده نمودهام سفرى را پس نيكو گردان براى من در آن سفر و ظاهر ساز براى من در اين سفر راه اراده و قصد مرا و بفهمان به من آن را و بگشاى[٢] قصد مرا براستى و درستى[٣] و شامل بگردان به من در اين سفرم سلامتى را و فايده بده به من در اين سفر بزرگ از بهره و كرامت را و نگاهدار مرا به نيكوئى از نگاهداشتى و پاسبانى و دور گردان از من خداوندا مشقتهاى سفرها را و هموار گردان براى من ناهموارى زمينهاى ناهموار را و درهم هيچ براى من صحراى[٤] مسافت حركت را و نزديك گردان از براى من دورى بسيار دور[٥] منزلها را[٦] و دور كن در وقت حركت ما بين گامهاى شتران را تا آنكه
[١] -و محتمل است كه أزر به معنى پشت باشد و فقره بعد تاكيد فقره اولى باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى راستى را فاتحه و اول راى من بگردان چنانچه از ابتدا به راه راست روم.
[٣] -يا آنكه ثابت بودن و تغيير نيافتن
[٤] -بساط به كسر گستردنى و به فتح زمين فراخ است.
[٥]« ناى» به معنى دورى است چنان كه بعد نيز به معنى دورى است و تكرار جهت تاكيد و مبالغه است.
[٦]« منهل» در اصل موضعى است كه آبى در آن باشد مثل چشمه يا نهرى يا امثال آن و منزل مسافر را نيز منهل گويند از جهت آنكه البته بايد كه در آن آبى باشد. و اللَّه يعلم