ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٢٤ - ١٠ - قنوتهاى مولاى ما حضرت امام حسن بن على عسكرى
آرزوهاى پنهان. خداوندا و دروغگوى گردان[١] به سبب حق قسم خورندگان بر ترا در شأن او و تخلّف نماى به او گمانهاى نااميدان از رحمت ترا و مأيوسشدگان از او را بار خدايا بگردان ما را سببى از سببهاى حق و علامتى از علامتهاى آن و قلعهاى از قلعههاى آن و نورانى گردان صورتهاى ما را به ظهور آن [به آراستن آن] و ببخش به ما يارى نمودن او را و بگردان در ما خوبى را كه ظاهر سازى ما را براى آن و به سبب او و خوشحال مگردان[٢] به سبب ما حسد برندگان نعمتها را و انتظار كشندگان به ما رسيدن پشيمانى و فرود آمدن عقوبتها را. پس به تحقيق كه مىبينى تو اى پروردگار من خالى بودن[٣] فضاى ما را و خالى بودن سينه ما را[٤] از در خاطر داشتن از براى ايشان بر كينهاى و از آرزو نمودن از براى ايشان واقع شدن در شدّت فتنه را و مىبينى آنچه را كه داده مىشود بر ايشان از متحصّن شدن ايشان به عافيت[٥] و آنچه را كه كتمان نمودهاند براى ما از انتظار فرصت و از طلب نمودن ظفر يافتن به ما را نزد غفلت ما خداوندا و به تحقيق كه شناسايندهاى ما را از نفسهاى ما و نمودهاى ما را از عيبهاى ما سستىها را كه مىترسيم ما آن كه عاجز گرداند ما را از قابليت [بيرون آمدن- برخاستن] اجابت نمودن تو و توئى بخشنده بر غير مستحقينى و توئى ابتداكننده به نيكوئى به غير سئوالكنندگان پس عطا كن ما را از امر ما بر حسب كرم خود و بخشش خود و تفضّل خود و عطاى خود بدرستى كه تو مىكنى آنچه را كه مىخواهى و بجاى مىآورى آنچه را كه اراده نمائى بدرستى كه ما به سوى تو رغبت نمايندگانيم و از همه گناهان خود توبهكنندگانيم. خداوندا و آن شخص خواننده مر خلايق را[٦] به سوى تو و به پاى دارنده عدل را كه از بندگان تو و فقير است
[١] -يعنى و دروغگوى گردان آن جماعتى را كه ادعا مىنمايند و قسم مىخورند و سوگند ياد مىنمايند بر تو كه ظهور حقّ يعنى خروج حضرت صاحب الامر ٧ نخواهد شد و دروغ است به اين نحو كه به زودى ظاهر گردان آن حضرت را تا معلوم شود كه آن جماعت رسوايان و دروغگويان هستند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و خوشحال مگردان به سبب وارد شدن مصيبتها به ما جماعتى را كه حسد برند بر نعمتهاى ما و انتظار كشند رسيدن پشيمانى و نازل شدن عقوبتها را بر ما. و اللَّه يعلم
[٣] -حاصل معنى آن كه تو مىدانى كه ما حسد ايشان را نداريم و رشك به حال ايشان نمىبريم و آرزوى واقع شدن ايشان را در فتنه و بلا نمىنمائيم، بلكه پيوسته هدايت و توفيق ايمان داشتن ايشان را مىخواهيم. و اللَّه يعلم
[٤] -اصل ذرع به معنى وسعت و طاقت و قدرت بر چيزى آمده است و در اين مقام كنايه از سينه است، چنانچه صاحب مجمع البحرين گفته است كه« وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً أى ضاق بهم صدرا» يعنى و تنگ است سينه ايشان، و ممكن است كه ذرع كنايه از اعمال باشد، يا كنايه از قدرت باشد، و محتمل است كه و« درعنا» به دال بىنقطه خوانده شود به معنى پيراهن و آن كنايه از سينه باشد، چه پيراهن ملاصق به سينه مىباشد. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى آن كه هميشه از آزارها و بلاها محفوظ و به سلامت هستند. و اللَّه يعلم
[٦] -مراد از داعى به سوى تو و همچنين از فقرات بعد، امام عصر ٧ است، و ممكن است كه مراد حضرت صاحب الامر ٧ باشد چنان كه بعضى از فقرات مناسب آن است هر چند پارهاى از فقرات مناسب معنى اوّل است، و ليكن ائمّه عليهم السّلام در اين اوصاف همه شريك هستند و ايشان را بر يك ديگر تفاوتى نيست. و اللَّه يعلم