ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٧١ - الف دعاهاى رسول خدا
رزق و رحمتكننده[١] و نگاهدارنده زيادتى رزق[٢] و وسعت دهنده رزق[٣] و عادل در حكم و وفاكننده به وعده (بهشت و دوزخ) ثابت و ظاهر سازنده حكمت و قدرت و [آفريدگار] و روزى دهنده بسيار بخشنده و توئى قبول توبهكننده و پروردگار معتمد صاحب اختيار[٤] و داناى به خرد و باريك و مطّلع بر حقيقت چيزها و شنواى و بينا و قهركننده[٥] بسيار بلند مرتبه، نزديك و برآورنده حاجت و برانگيزاننده[٦] و ميراث برنده،[٧] توئى غنى[٨] باقى بعد از همه چيز و زنده هميشگى كه نمىميرد، و به خود بر پاى[٩] و صاحب روشنى و آفريننده و توئى يكتاى و قهركننده و يگانه و مقصود در حاجتها (يا دائمى) [كسى كه] نزائيده و زائيده نشده و نيست از براى او مانند كسى، توئى صاحب نعمت و بسيار تواناى بسيار داناى امور پنهان و پديد آورنده در ابتدا و از نو آفريننده و اخذكننده ارواح[١٠] و بخشنده زندگانى و خواننده به عبادت و اطاعت و پاكيزه بسيار قادر رزق دهنده (يا حفظكننده) و فرياد رسنده و دفعكننده و برطرف كننده بلاها (يا بلندكننده مرتبهها) و ضرر رساننده[١١] و نفع رساننده و عزيز گرداننده و خوار گرداننده و توئى بخشنده و نعمت دهنده و نگاهبان و كرمكننده و نيكوكننده و احسانكننده و رحمتكننده و بخشش نماينده و زندهكننده و ميراننده و توئى آن كسى كه كننده است مر آنچه را كه خواهد و تويى صاحب پادشاهى، مىدهى تو پادشاهى را به هر كس كه مىخواهى و مىستانى پادشاهى را از هر شخص كه خواهى و عزيز مىكنى كسى را كه مىخواهى و خوار ميگردانى كسى را كه خواهى به دست قدرت توست خوبى به درستى كه تو بر همه چيز بسيار توانائى، داخل مىكنى[١٢]
[١] -يا حكمكننده ميان خلايق.
[٢] -و بعضى گويند كه قابض به معنى اخذكننده ارواح است يعنى ميراننده و در اين هنگام باسط به معنى بخشنده حيات و زندگى خواهد بود.
[٣] -يعنى نگاه مىدارد فراخى رزق را از بعضى و وسعت مىدهد در رزق بعضى و اين كنايه از كمال قدرت است چنان كه سابقا اشاره نمود. و اللَّه يعلم
[٤] -يا لطفكننده يا خلقكننده چيزهاى لطيف كه فهما ادراك آن نتوانند نمود.
[٥] -يعنى غلبهكننده بر مردمان به اين كه مىميراند ايشان را يا آن كه جزا مىدهد ايشان را يا آن كه حكم مىكند بر ايشان يا ميان ايشان. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى برانگيزاننده و زندهكننده مردمان در روز قيامت.
[٧] -ميراث بردن خداى تعالى از جهت آن است كه باقى مىماند بعد از فناى همه خلايق پس گويا املاك و اسباب تمام ميراث به او مىرسد. و اللَّه يعلم
[٨] -يا آن كه وسيع است رزق او يا آن كه وسيع است علم او.
[٩] -يا قايم به امور خلايق.
[١٠] -يا نگاهدارنده رزق.
[١١] -يا آن كه خلق مىكند چيزى را كه ضرر رساند يا نفع رساند. و اللَّه يعلم
[١٢] -مراد از داخل كردن هر يك از شب و روز در ديگرى داخل كردن روشنى در تاريكى شب است چنان كه در صبح است و وارد شدن تاريكى شب بر روشنى روز است چنان كه در شام است، يا آن كه مراد آوردن هر يك از روز و شب است در عقب ديگرى بىفاصله كه گويا هر يك را داخل ديگرى مىكند چنان كه زمخشرى گفته، يا آن كه مراد كاستن از يكى و افزودن بر ديگرى است به اعتبار دراز و كوتاه شدن هر يك از شب و روز چه هر گاه روز بلند شود قدرى از شب داخل روز مىشود و هر وقت كه شب بلند شود قدرى از روز داخل شب مىشود چنانچه بيضاوى و بعضى علما ذكر نمودهاند. و اللَّه يعلم