ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٨٩ - ١ - قنوتهاى مولا و سيد ما امام حسن
يارى تو[١] و توئى يارى دهنده مر حق را و مددكار اوئى و اگر چه دور است نهايت رسيدن از مطلب و دراز است[٢] زمان به سوى برطرف نمودن دشمنان خداوندا رحمت فرست بر محمّد و آل او، و داخل گردان آنها را با جماعت ناصبيان[٣] در عذاب دائمى[٤] و كور نماى از ديدن راه حق چشمهاى ايشان را و دراز گردان زمان فرو رفتن ايشان را در لذتهاى ايشان كه پوشاننده است تا آن كه فراگيرى تو ايشان را ناگاه و حال آن كه بىخبران باشند و در وقت سحرگاه و حال آن كه باشند ايشان در خواب، به آن حقّ و ثابتى كه[٥] ظاهر مىكنى تو آن را، و به حق دستى كه قهر مىنمائى به سبب آن و دانائى كه ظاهر مىنمائى تو آن را، بدرستى كه تو بخشنده دانائى ب: دعاى ديگرى كه آن حضرت در قنوت خواندند:
خداوندا بدرستى كه تو پروردگار مهربانى و پادشاه لطف و رحمتكنندهاى و انيسى و توئى فريادرس از براى متحيّر مظلوم و راهنماى گمشده نابينا مىبينى تو خطور رازهاى نهانى هر پنهان را همچنان كه مىبينى سخنهاى همه سخنگويان را. سؤال مىكنم ترا به حق پنهانىهاى علم تو در باطنهاى نهانىهاى هر راز نهانگوئى به سوى تو، آن كه رحمت فرستى تو بر محمّد و بر آل او آن چنان رحمتى كه پيشى گيريم ما [پيش گرفته شود] به سبب آن كسى را كه سعى نموده باشد از پيشينيان و بگذريم ما در آن رحمت كسى را كه سعى نمايد از بازماندگان و آن كه صله دهى تو شخصى را[٦] كه واسطه است بين ما و تو صله كسى
[١] -اشاره است به ظهور و خروج قائم آل محمد ٧، يعنى حضرت صاحب الامر ٧ و نصرت دادن ايشان دين حقّ را و قلع و قمع نمودن ايشان كفّار و منافقان را. و اللَّه يعلم
[٢] -حاصل معنى جميع فقرهها آن كه چون از جهت اضطرار و لاعلاجى با ظالمان و منافقان صلح نمودم، پس شيوه تقيّه و مدارا را پيشنهاد خود نموده، مسلك و رويّه و طريقه آن جماعت را اخذ نموده، به روش ايشان سلوك نمودم و صبر كردم تا به وقتى كه جناب اقدس الهى دين خود را يارى نمايد و قايم آل محمّد ٧ ظهور كند و هر چند رسيدن به آن مطلب دور است و وقت آن دراز است كه ظالمان و منافقان فانى شوند و مستأصل گردند. و اللَّه يعلم
[٣] -ناصبى كسى است كه نصب عداوت حضرت امير ٧ نموده باشد و بغض آن حضرت در دل او باشد، و بعضى گفتهاند كه: ناصبى كسى است كه نصب عداوت مطلق اهل بيت : نموده باشد، و بعضى ديگر گفتهاند كه: ناصبى كسى است كه نصب عداوت شيعيان ايشان نموده باشد، به دليل آن كه از حضرت امام جعفر صادق ٧ منقول است كه آن حضرت فرمودند كه: ناصب كسى نيست كه نصب عداوت ما اهل بيت را نموده باشد، زيرا كه مردى يافت نمىشود كه گويد من با محمّد و با آل او بغض دارم، بلكه ناصب شخصى است كه نصب عداوت را با شما شيعيان نموده باشد كه چرا ما اهل بيت را دوست مىداريد و اقرار به امامت ما داريد. مترجم گويد كه معنى:
اخير در نزد فقير اقوى و اصحّ است. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى در عذاب دايمى و هميشگى
[٥] -مراد از« حقّ» و« يد» و« علم» حضرت صاحب الامر ٧ است، چه در احاديث وارد شده كه ائمّه : به منزله دست خدايند، چه احكام و معجزات الهى به وساطت ايشان ظاهر و صادر مىشود، و همچنين محلّ علوم الهىاند.
[٦] -مراد حضرت پيغمبر ٦ است كه واسطه است ميانه ما و ميان جناب اقدس الهى در رسانيدن علوم و احكام و اخبار و اوامر و نواهى و غير آنها. و اللَّه يعلم