ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥١١ - ادعيه فرج و عافيت
اى جبرئيل اى محمّد اى جبرئيل اى محمّد.
و اين را مكرّر بگو پس اين را بگو كه:
كارگزارى نماييد مرا از آنچه من در آنم پس بدرستى كه شما كافى هستيد مرا و نگاهداريد مرا به اذن خدا پس بدرستى كه نگاهدارندهايد شما مرا.
٨- و از جمله دعاها دعائى است كه بايد در زمان غيبت حضرت صاحب الامر ٧ خوانده شود.
ابن طاوس گويد كه: ما در تعقيب نماز عصر در روز جمعه در فصل از دعائى كه در زمان غيبت مروى هستند، ذكر كردهايم و ما به سندهاى خود تا محمّد بن احمد بن ابراهيم جعفى مشهور به صابونى روايت مىكنيم، از جمله حديثى كه ذكر نموده است به سندها خود تا به آن حضرت و در آن، غيبت آن حضرت صلوات اللَّه عليه را نقل نموده است، آنكه من گفتم كه شيعيان شما بعد از غيبت شما چه كار كنند؟ حضرت فرمودند كه: بر شما است دعا كردن و انتظار ظهور و فرج كشيدن، پس بدرستى كه زود باشد كه براى شما علمى ظاهر شود، پس هر گاه براى شما آن ظاهر شود، پس خداى تعالى را ستايش كنيد و چنگ زنيد به آنچه براى شما ظاهر شود. راوى گويد كه: من گفتم چه چيز بخوانيم؟ فرمودند كه: اين دعا را بخوانيد:
خداوندا تو شناساندهاى به من نفس خود را و شناساندهاى به من رسول خود را و تو شناساندهاى به من فرشتگان خود را و تو شناساندهاى به من پيغمبر خود را و تو شناساندهاى به من متولّيان[١] فرمان خود را خداوندا فرا نمىگيرم من مگر آنچه را كه ببخشى به من و نگاه نمىتوانم داشت مگر آنچه را كه تو محافظت كنى آن را خداوندا پنهان مكن مرا از دانستن[٢] مرتبههاى دوستداران خود و ميل مفرما دل مرا از حقّ بعد از آنكه راه نمودى مرا[٣] خداوندا راهنمايى كن مرا براى دوست داشتن كسى كه واجب نمودهاى تو فرمان بردارى او را (يعنى بر مردمان).
٩- و از آن جمله دعائى است كه آن را محمّد بن بابويه رحمه الله به سندهاى خود در كتاب غيبت از عبد اللَّه بن سنان روايت كرده است كه گفت حضرت ابو عبد اللَّه امام جعفر صادق ٧ فرمودند كه: زود باشد كه به شما اشتباهى و حيرتى عظيم برسد. پس بدون راهنمائى و پيشوائى باقى مانيد كه شما را راه نمايد و از اين حيرت نجات نخواهد يافت مگر كسى كه دعاى غريق را بخواند. پس من گفتم كه: دعاى غريق كدام است؟ فرمودند كه: اين كلمات را بگو و آن اين است:
[١] -يعنى ائمه : را كه احكام ترا متولى هستند و يا آنكه تو ايشان را متولى امر خلافت گردانيدهاى. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى چنان مكن كه نشناسم و مرتبههاى دوستداران ترا ندانم( يعنى مرتبههاى ائمه :).
[٣] -يا بعد از آنكه مرا به حق رسانيدى يعنى از آنكه مرا به حق راهنمودى، يا آنكه مرا به آن رسانيدى چنان مكن كه دل من برگردد و از آن ميل نمايد. و اللَّه يعلم