ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٤ - د دعاهاى انتخابى از مولايمان حضرت امام حسن مجتبى
به توست و دروغگو دانستن رسول توست پس بيامرز براى من آنچه را كه باشد ميان ايمان و شرك[١] اى رحمكنندهترين رحمكنندگان و اى بهترين آمرزندگان.
٤- و از آن جمله دعائى است كه آن را حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه به فرزند خود حضرت امام حسن ٧ تعليم نمودهاند و فرمودند كه: هر گاه تو ديدن شخصى را براى حاجتى قصد نمائى، پس اين دعا را بنويس و آن را در دست راست خود نگاهدار و به آنجا كه خواهى روان شو و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا اى خدا، اى يگانه، اى يكتا، اى بىهمتا، اى روشنى، اى هميشه،[٢] اى كسى كه پر كرده است قدرتهاى او آسمانها و زمين را سؤال مىكنم ترا آنكه مسخّر كنى براى من دل فلان پسر فلان را همچنان كه مسخر كردهاى مار را براى موسى (پسر عمران) كه بر او باد سلام و سؤال مىكنم ترا آنكه مسخّر كنى براى من دل فلان شخص را همچنان كه مسخّر نمودهاى تو براى سليمان سپاه او را از جنّيان و آدميان و مرغان پس ايشان باز داشته شدند به جاى خود و سؤال مىكنم ترا آنكه نرم گردانى براى من دل او را همچنان كه نرم گردانيدهاى تو آهن را براى داود كه بر او باد سلام و سؤال مىكنم ترا آنكه رام گردانى براى من دل او را همچنان كه رام نمودهاى روشنى ماه را از براى روشنى آفتاب اى خدا آن شخص بنده توست و پسر كنيز توست و من بنده توام و فرزند كنيز توام فرا گرفتهاى تو[٣] پايهاى او را و پيش سر او را پس مسخّر گردان او را براى من تا آنكه برآورد مطلب مرا اين مطلب را و آنچه را كه خواهم آن را بدرستى كه تو بر هر چيز توانائى آن شخص تواناست بر آنچه او در آن چيز است او.[٤] نيست خدائى مگر خداى زنده به خود بر پاى.[٥]
[١] -مخفى نماناد كه بهترين و بالاترين اطاعتها و عبادتها و بيشترين آنها از حيثيت مرتبه و ثواب، اقرار و ايمان به خدا و تصديق به رسول او است و بدترين و پستترين عملها و گناهان شرك به خدا و تكذيب پيغمبران او است. پس هر كارى كه غير از اين دو امر باشد بالاتر خواهد بود از شرك به حسب مرتبه و خوبى و پستتر خواهد بود از ايمان به حسب خوبى و مرتبه، چه خوبى آن عمل، از ايمان كمتر است اگر اين اطاعت باشد و بدى آن كمتر و بهتر خواهد بود از شرك و كفر اگر معصيت باشد. ما حصل آنكه كارهائى كه نه به حد ايمان باشد در بلندى مرتبه و ثواب و نه به حدّ كفر باشد در پستى مرتبه و عقاب پس در ما بين اين هر دو خواهد بود و محتمل است كه مراد آن باشد كه بيامرز براى من آن گناهانى را كه ميان ايمان و كفر است، يعنى فاعل آن در آن وقت كه آن( گناه) را مىكند نه مؤمن است و نه كافر بلكه فاسق است و در اين هنگام مراد از ايمان، ايمان كامل است چنانچه در احاديث وارد شده كه فاسق در وقت فسق از او ايمان كامل برطرف مىشود. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه اى مقصود در حاجتها يا آنكه اى بىنياز.
[٣] -يعنى چون تو فرا گرفتهاى سر تا پاى او را و همه اختيار او با تو است. پس تو مسخر گردان او را براى من. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى در آن چيزى كه تو او را خلق نمودهاى در آن چيز و بس. و اللَّه يعلم
[٥] -يا آنكه متولّى به امور خلايق.