ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٥٣٦ - شرايط دعا كردن
خداوندا بدرستى كه تو ابتدا نمودهاى به نيكويى كردن پيش از گويا شدن زبان[١] و گشودهاى تو درهاى آرزوها را و زياده احسان نمودهاى تو به بخشش پيش از سؤال كردن و راهنمايى كردهاى تو بر درگذشتن خود (از گناهان) صاحبان عقلها را و رخصت دادهاى ايشان را در آيه ظاهر از قرآن به خطاب كردن پس امر فرمودهاى ايشان را به دعا كردن و وعده دادهاى ايشان را به برآمدن مطلبها و ترسانيدهاى تو ايشان را كه اگر سؤال نكنند ترا باز مىدارى تو ايشان را از جواب و اينك من فرمان بردارم پاكيزهاى از طريقهاى ترا در مرتكب شدن مر آنچه را كه وعده نمودهاى تو از مرحمتهاى خود در حالى كه اعتمادكنندهام به شهادت دادن عقلها آنكه بخششكننده و عطا نماينده هر گاه اذن دهد در سؤال كردن و وعده نمايد به قبول كردن پس بدرستى كه منزّه است كمال او از توقّف نمودن[٢] در سؤال كرده شده و حال آنكه او تواناست بر رسانيدن بندگان[٣] به اميدهاى ايشان، خداوندا بدرستى كه من روى مىآورم بسوى تو به هر چيزى كه اميد داشته است ترا به آنچه اميد دارنده و سؤال كرده است از تو آن چيز را سئوالكنندهاى كه رسانيدهاى تو او را به آرزوهاى او و برآوردهاى سؤال او را و به هر چيزى كه آرزو كند از تو آن را اميدوارى و سؤال كند بعد از اين سئوالكنندهاى كه برسانى به او آرزوهاى او را و برآورى سؤال او را و به مهربانيها و بخششهايى كه لازم دارد ابتدا كردن به بخشش را پيش از طلب كردن و در هنگام طلب و بعد از خواستن و به شفقتها و بخششهايى كه ندادهاى تو آنها را بر نااميدان پس گفته تو[٤] بر زبان بهترين پيغمبران در آنچه مشتمل است به آن قرآن محفوظ كه و نااميد مشويد از رحمت خدا بدرستى كه نااميد نمىباشد از رحمت خدا مگر گروه كافران و به مرحمتها و مكرمتهايى كه حرام نمودهاى تو آنها را بر گروه نااميدان پس گفته تو كه بزرگ است بزرگى تو و كيست كه نااميد شود از رحمت پروردگار خود غير از گمراهان و به شفقتها و بخششهايى كه پس افكندهاى تو به بركت آنها عقوبت كافران و شركورزيدگان و سركشان
[١] -يعنى پيش از آنكه زبان به طلبيدن و اظهار كردن گويا شود.
[٢] -يعنى از وقوف داشتن و ندادن آنچه كه سؤال كرده شده است از او. و اللَّه يعلم
[٣] -بلاغ و بلوغ اسم هستند از براى تبليغ بر قياس« إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» يعنى بدرستى كه خدا فرياد خود را مىرساند. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى تو اظهار نمودهاى