ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٦٨ - دعاى آدم
رحم نمىكند بر نفس من و سرزنش مىكنند همه كس او را و به آنچه صادر شده است از او به آنچه باقى مانده است با او مگر تو پس راضى مباش تو از جهت حلم تو و شفقت تو بخشش تو آنكه باشى تو مثل يكى از ماها در بازداشتن رحمت خود را براى نفس من و بخشش خود را به آن نفس من.
ادعيه پراكنده
ابن طاوس مىگويد كه: ما ذكر مىكنيم آنچه را كه ما آن را از دعاهاى متفرقه در كتابها انتخاب نمودهايم.
دعاى آدم ٧
١- پس از آن جمله آن كلماتى است كه آدم ٧ به آنها از جانب پروردگار خود رسيد پس به بركت آنها توبه او قبول شد.
ما به سندهاى خود روايت كرده شديم تا به سعد بن عبد اللَّه و او در كتاب فضل الدّعاء نقل نموده است به سندهاى خود تا محمّد بن مسلم از حضرت ابو جعفر امام محمّد باقر ٧ كه فرمودند كلماتى كه حضرت آدم ٧ از جانب پروردگار خود به آنها رسيد، اين است آنها:
خداوندا نيست خدائى مگر تو تسبيح مىكنم ترا و متلبّسم به ستايش كردن تو كردهام من كار بد را و ستم نمودهام بر نفس خود پس بيامرز مرا پس بدرستى كه نمىآمرزد كسى گناهان را مگر تو خداوندا بدرستى كه كردهام كار بد را و ستم نمودهام بر نفس خود پس بيامرز مرا بدرستى كه تو بهترين آمرزندگانى ٢- و از آن جمله دعائى است كه آن را خداى عزّ و جل به حضرت آدم ٧ جهت دفع وسواس شيطانى و خيالات نفسانى تعليم نمود.
ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه ما به سندهاى خود تا به سعد بن عبد اللَّه روايت كرده شديم و او در كتاب فضل الدّعاء نقل نموده به سندهاى خود تا هشام بن سالم از حضرت ابو عبد اللَّه امام جعفر صادق ٧ كه فرمودند آن كه آدم ٧ به جناب اقدس الهى از خيالات باطله نفس شكوه نمود. پس جبرئيل نازل شد و به آدم گفت كه اين را بگو:
نيست حركتى و نه توانائى مگر بخداى بلند مرتبه بزرگ.
پس چون آدم ٧ اين را گفت، خداى تعالى آن خيالات را از او برطرف نمود. پس اين است شان نزول كلمه لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه.