ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٣ - ز دعاهاى حضرت امام جعفر صادق
صورت هيچ خبر ندارم. منصور گفت كه نه چنين است سوگند بخور به طلاق زن و آزادى غلامان و كنيزان خود كه تو از اين حكايت خبر ندارى. حضرت فرمودند كه: آيا تو راضى نيستى به سوگند بخدائى كه نيست خدائى مگر او؟! منصور گفت كه:
اظهار دانش و تفقّه را پيش من واگذار. آن حضرت فرمودند كه: يا امير المؤمنين دانش و تفقّه از نزد ما به كجا مىرود؟ (يعنى اگر من فقيه نباشم پس كه عالم و فقيه خواهد بود)؟ منصور گفت: اين سخنان را در نزد من واگذار. پس بدرستى كه من در اين ساعت جمع مىكنم ميان تو و آن كسى كه اين عريضه را از دست تو داده است، تا آنكه ترا مواجهه نمايد و خاطر نشان تو كند.
پس آن شخص را آوردند و از او در حضور حضرت امام جعفر ٧ سؤال نمودند. پس آن شخص گفت: بلى اين درست است و اين است جعفر بن محمد و آنچه در باره او گفتهام آنچنان است كه گفتم. حضرت ابو عبد الله ٧ فرمودند كه: آيا تو اى مرد قسم مىخورى به آنكه آن چيزى كه تو منصور را به آن خبر دادهاى راست است؟ آن شخص گفت: بلى و شروع نمود در سوگند ياد نمودن و گفت: «و اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الطّالب الغائب الحىّ القيّوم» (يعنى بخدائى قسم مىخورم كه نيست خدائى مگر او كه طلبكننده و غلبهكننده و زنده بخود بر پاى است). حضرت امام جعفر صادق ٧ فرمودند كه: در قسم خوردن شتاب مكن. پس بدرستى كه من ترا قسم مىدهم. منصور گفت كه: اين قسم چه عيب دارد كه آن را انكار نمودى؟ آن حضرت فرمودند كه: بدرستى كه خداى تعالى زنده و كريم است و شرم دارد از بنده خود كه هر گاه حمد و ستايش او را كند آنكه تعجيل در عقوبت او نمايد، از جهت آنكه او را ستايش نموده و ليكن تو اى مرد بگو كه (يعنى نعوذ بالله بيزارى مىجويم بسوى خدا از قدرت و قوّت او و پناه مىگيرم به قدرت و قوّت خودم بدرستى كه من هر آينه راستگو و نيكوكارم در آنچه مىگويم). پس منصور به آن شخص قرشى گفت كه به اين نحو قسم بخور كه ترا به آن حضرت امام جعفر ٧ قسم دادند. پس آن مرد چنان قسم ياد نمود، پس هنوز كلام او تمام نشده بود كه خوره بر اندام آن شخص افتاد و بدن او از هم پاشيد و بروى افتاد و هلاك شد و به جهنم رفت. پس منصور ترسيد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت: يا ابا عبد الله اگر خواهى صباح بسوى حرم جدّ خود روانه شو و اگر خواهى در اينجا باش و در نزد ما توقّف نماى كه ما در اعزاز و احترام تو تقصير و كوتاهى نمىكنيم. پس قسم بخدا كه در حقّ تو بعد از اين هرگز سخن هيچ كس را قبول نمىكنم.
٩- و از آن جمله دعائى از براى حضرت امام جعفر صادق ٧ است در هنگامى كه ايشان را در مرتبه هفتم طلب نمود.
ابن طاوس گويد كه: سابق ما شرح اين[١] دعا را در حرزهاى آن حضرت مذكور ساختيم. چون در اين روايت پارهاى از زيادتى هست از آنچه آن را سابقا ذكر نموده بوديم، لهذا مرتبهاى ديگر ذكر نموديم.
ايضا ابن طاوس گويد كه: گمان من آن است كه اين دعا و شرح آن مقدّم باشد بر دعائى كه سابقا مذكور شد. يعنى پيش از طلبيدن منصور آن حضرت را به نوشته آن مرد قرشى باشد كه سابقا مذكور شد.
[مترجم گويد كه: اين شرح دعا سابقا در احراز مذكور شد و ليكن از براى غير اين دعا كه الحال ذكر خواهد شد و اين دعائى كه بعد از اين ذكر خواهد نيز سابقا مذكور شد اگر چه قدرى تغيير به زياده و نقصان دارد و ليكن در سابق از جمله احرازى نقل
[١] -يعنى شرح دعائى را كه بعد از اين ذكر مىكند.