ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٣ - م دعاهاى حضرت امام محمد مهدى
و جماعت ديگران را از ديوان كه بسته شده بودند به يك ديگر در غلهاى آهنين اينها بخشش توست نيست بخشش غير تو و بودهاى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه راهنمائى كنى براى من دل مرا و جمع كنى براى من عقل مرا و نگاهدارى مرا از اندوه من و ايمن گردانى ترس مرا و رها كنى بند مرا و سخت گردانى پشت مرا و مهلت دهى مرا و آرام دهى نفس مرا و برآورى حاجت مرا و بشنوى آواز مرا و آنكه نگردانى تو در آتش جايگاه مرا و نه دنيا را بزرگترين مقصود من و آنكه فراخ كنى بر من روزى مرا و نيكو گردانى خلق مرا و آزاد كنى گردن مرا از آتش پس بدرستى كه تو ستوده منى و آقاى منى و محلّ اميد منى اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام ايوب ٧ در وقتى كه وارد شد به او آزار و بلا بعد از تندرستى و فرود آمد بيمارى به او به جاى سلامتى و تنگى بعد از فراخى [و قدرت] پس برطرف كردى آزار او را و برگردانيدى تو بر او اهل او را و مثل ايشان را كه بودند با ايشان در هنگامى كه آواز كرد ترا در حالى كه خواننده بود ترا و رغبتكننده بود بسوى تو و اميد داشت زيادتى احسان ترا و شكوهكننده بود بسوى تو و گفت اى پروردگار من بدرستى كه رسيده است به من آزار و بلا و تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى پس اجابت كردى دعاى او را و برطرف كردى آزار و بلاى او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه مردمان آنكه رحمت فرستى بر محمّد و آل محمّد و آنكه برطرف كنى آزار و بلاى مرا و سلامتى دهى در نفس من و در اهل من و مال من و فرزندان من و برادران من در خشنودى تو[١] سلامتى پاينده فراگيرنده شفا دهنده كفايتكننده [وفاكننده] بسيار و راهنماى و زيادشونده كه بىنياز باشد از طبيبان و دواها و آنكه بگردانى آن سلامتى را جامه پايينى من[٢] و جامه بالائى من[٣] و بهره دهى مرا به گوش من و چشم من و آنكه بگردانى اين هر دو را وارثان[٤] از من بدرستى كه تو بر هر چيز بسيار توانائى اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام
[١]« فيك» متعلق است به« اخوانى» يعنى برادران من كه در تحصيل رضاى تو و از جهت خشنودى تو برادرى مىكنند و دوستى مىنمايند. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى و متصل و لازم باشد به بدن من.
[٣] -يعنى همه بدن مرا فرا گيرد.
[٤] -يعنى و بگردانى چشم و گوش مرا به حيثيتى كه از من نفع برند. يعنى آنكه آنها را در موضعى كار فرمايم كه از من منتفع شوند چنان كه وارث از مورث خود منتفع مىشود نه آنكه به سبب من ضرر به آنها رسد و معذب و معاقب گردند. و اللَّه يعلم