ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٥ - م دعاهاى حضرت امام محمد مهدى
تا آنكه شد آن تخت حاضر در پيش روى او[١] پس چون ديد آن را بلقيس گفته شد به او كه آيا چنين است تخت تو گفت بلقيس كه گويا همان است آن پس اجابت كردى دعاى او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه مردمان رحمت فرست بر محمّد و بر آل محمد و بپوشان از من گناهان مرا و قبول كن از من نيكوئيهاى مرا و قبول كن از من توبه مرا و مگير گناهان مرا بر من و بىنياز گردان درويشى مرا و درست كن شكستگى مرا و زنده گردان دل مرا به سبب يادآورى تو و زنده كن مرا[٢] در سلامتى از عذاب و بميرانى مرا در سلامتى از عقوبت اى خداى من و سؤال مىكنم ترا بنام تو كه خوانده است ترا به آن نام بنده تو و پيغمبر تو زكريا ٧ در هنگامى كه سؤال كرد ترا دعاكننده [مر ترا] اميد دارنده مر زيادتى احسان ترا پس ايستاد در محراب و خواند ترا به نداى پنهان پس گفت اى پروردگار من ببخش به من از نزد خود فرزندى دوست كه ميراث برد از من و ارث برد از آل يعقوب و بگردان او را اى پروردگار من پسنديده كه خشنود باشى از و پس بخشيدى تو به او يحيى را و اجابت كردى تو براى او دعاى او را و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه كس آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه باقى و پاينده دارى فرزندان مرا و آنكه بهرهمند گردانى به سبب ايشان و بگردانى مرا و ايشان را ايمان آورندگان به تو خواهش داشتگان در ثواب تو ترسندگان از عذاب تو اميد دارندگان به آنچه در نزد توست مأيوس و نااميدشدگان از آنچه در نزد غير توست تا آنكه زنده دارى ما را زندگانى نيكو و بميرانى ما را مردنى نيكو بدرستى كه تو نيكوكنندهاى هر آنچه را كه خواهى اى خداى من و سؤال مىكنم ترا به آن نام كه سؤال كرد ترا به آن نام زن فرعون وقتى كه گفت اى پروردگار من بنا كن براى من در نزد خود خانهاى را در بهشت و خلاصى ده مرا از فرعون و كردار او و رهائى ده مرا از گروه ستمكاران پس اجابت كردى دعاى او را [براى او] و بودى تو به او نزديك اى نزديك به همه مردمان آنكه رحمت فرستى بر محمّد و بر آل محمّد و آنكه روشن سازى چشم مرا[٣]
[١] -يعنى پيش روى آصف بن برخيا يا آنكه پيش روى حضرت سليمان ٧. و اللَّه يعلم
[٢] -يا آنكه و زنده نگهدار مرا در سلامتى از آزارها و بلاها. و اللَّه يعلم
[٣] -قرة عين در اصل به معنى سردى و خنكى چشم است و كنايه از خوشحالى است چه اشك چشم در وقت مسرت سرد و خنك مىباشد و چون روشنى چشم نيز كنايه از خوشحالى است لهذا قره عين را ترجمه به روشنى چشم نمود. و اللَّه يعلم