ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
خلق كردن تو غلطى در هنگامى كه صورت دادى مرا و نه در قسمت كردن تو روزيها را خطائى در وقتى كه تقدير نمودى روزى مرا پس از براى توست ستايش به عدد آنچه احاطه نموده است به آن علم تو و به عدد آنچه فرا گرفته است آن را قدرت تو و به عدد آنچه گنجايش دارد آن را رحمت تو خداوندا پس تمام كن نيكوئى خود را در آنچه باقى مانده است از عمر من همچنان كه نيكوئى نمودهاى تو در آنچه گذشته است از عمر من، پس بدرستى كه من متوسّلم به سوى رسيدن نعمت تو به اقرار يگانگى تو و به تعظيم تو و به ستايش كردن تو و به تهليل نمودن براى تو به بزرگوار دانستن تو و به بزرگ شمردن تو و به روشن نمودن تو و به مهربانى تو و به شفقت تو و به بلندى مرتبه تو[١] و به حفظ تو و نگاهداشتى تو و اعطاء نمودن تو و تنزّه تو و نيكوئى تو و شرف تو و پادشاهى تو و توانائى تو آنكه محروم نسازى مرا از عطاى خود و از نفعهاى بخششهاى خود پس بدرستى كه عارض نمىشود ترا به سبب بسيارى[٢] ريزش تو از جارىشوندههاى بخششها، بخلهائى كه مانع شوند ترا از بخشش و كم نمىكند بخشش ترا كوتاهى بندگان در شكر نعمت تو و پر نمىكند خزينههاى ترا بخشش نكردن و تأثير نمىكند در بخشش بزرگ تو عطيّه زياد بزرگ تو و نمىترسى تو از شدّت احتياج تا آنكه كم كنى عطاى خود را و نمىرسد به تو ترس از پريشانى تا آنكه كم شود بسيارى بخشش تو و آن كه روزى گردانى مرا[٣] دلى ترسنده و يقينى راست و زبانى ذكركننده و ايمن مگردان مرا از عذاب خود و برمدار از من پرده پوشاننده خود را و به فراموشى مينداز مرا را از يادآورى تو برطرف مكن از من بركت و خير خود را و مبر (جدا مساز) از من رحمت خود را و دور مگردان مرا از پناه خود و نااميد مگردان مرا از راحت خود[٤] و باش تو براى من انيس از هر وحشت و تنهائى و نگاهدار مرا از هر مهلكهاى بدرستى كه تو خلاف نمىكنى وعده خود را و رحمت فرستد خداى تعالى بر محمّد و بر آل او كه پاكانند.
[١] -يا آن كه به علم تو كه به همه اشيا احاطه نموده است. و اللَّه يعلم
[٢] -حاصل معنى آن كه بسيارى ريزش و بخشش تو سبب آن نمىشود كه عارض شود ترا بخلى كه مانع گردد ترا عطا كردن. و اللَّه يعلم
[٣]« و ترزقنى» عطف است بر« لا تحرمنى» يعنى به درستى كه من متوسل هستم به توحيد تو آن كه محروم نسازى مرا و آن كه روزى گردانى مرا. و اللَّه يعلم
[٤] -روح به معنى رحمت و رزق نيز آمده است. و اللَّه يعلم