ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - الف دعاهاى رسول خدا
روشن مىشود به بركت آن هر نور و به آن نام كه ناميده است به آن نفس خود را و مسلّط گشته به آن بر عرش خود پس مستولى شده به آن بر كرسى خود و آفريده به بركت آن فرشتگان خود را و آسمانهاى خود را و زمين خود را و بهشت خود را و آتش خود را و پديد آورده بىمادهاى به بركت آن مخلوقات خود را كه يكتا و يگانه است [تك] مقصود در حاجتها و بزرگ صاحب كبرياء بزرگ بسيار بزرگ غلبهكننده پادشاه بسيار صاحب قدرت پاكيزه بسيار پاكيزه است نزائيده و زائيده نشده و نيست براى او مانند كسى، و به آن نام كه مرخص ننمودهاى آن را از براى احدى از مخلوقات خود. راست گفتهاند راستگويان و دروغ گفتهاند دروغ گويان و به حقّ كه آن نام او نوشته شده است در كف دست[١] ملك موت كه هر گاه نگاه مىكنند به سوى آن نام روحها[٢] پرواز مىنمايند[٣] و به آن نام كه نوشته شده است آن بر سراپرده عرش خدا از نور كلمه نيست خدائى مگر خدا، محمد فرستاده خداست و به حقّ آن نام كه نوشته شده است در سراپرده شرف و به آن نام كه نوشته شده است در سراپرده حسن و جمال و به حقّ آن نام كه نوشته شده است در سراپرده بزرگى و به آن نام كه نوشته شده است در سراپرده عظمت و به آن نام كه نوشته شده است در سراپرده عزّت و به آن نام كه نوشته شده است در سراپرده [زيبائى] آفريدگار [برانگيزنده] صاحب نور و حسن پروردگار فرشتگان كه عدد ايشان هشت است[٤] و پروردگار عرش بزرگ و به حقّ آن نام كه بزرگتر است بزرگتر است و به آن نام كه عظيمتر است عظيمتر است[٥] فراگيرنده است، به پادشاهى آسمانها و زمين و به آن نام كه روشن گشته است به بركت آن آفتاب و نورانى شده است
[١] -مراد از نام نوشته شده در كف دست ملك موت كمال قوّت و قدرت او است بر قبض ارواح مردمان كه خداى تعالى به او داده است.
[٢] -مراد روحهاى انسانى است يعنى نفس ناطقه انسانى كه از آن تعبير به شخص مىشود و اكثر علما آن را مجرّد و باقى بعد از خراب بدن مىدانند و قابل فهم و تكلّم و تخاطب و تكليفات است و مراد از پرواز نمودن آن، برطرف شدن تعلّق او است از بدن و زايل شدن تصرّفات او است در بدن هر چند كه باقى باشد چنان كه ظاهر احاديث دلالت بر اين مىكند و اكثر علماء اماميّه نيز قايلند و ممكن است كه مراد روح حيوانى باشد يعنى بخارى كه متصاعد مىشود از قلب و منتشر مىگردد در همه بدن در ميان رگها كه به سبب او است نور چشم و قوّت گوش و ساير قوّتها از احساس سردى و گرمى و حركات و سكنات و غير آنها و اين روح در همه حيوانات مىباشد و اين را روح طبّى مىگويند چه معالجه و مداوا جهت اصلاح و تقويم و تعديل اين روح است و قابل صحّت و بيمارى است نه آن روح به معنى اوّل، و مراد از پرواز نمودن اين روح حيوانى باطل شدن و برطرف شدن آن است در وقت مردن و تفصيل مباحث روح و بسط سخنان و ضبط اقسام مناسب اين مقام نيست. و اللَّه يعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب
[٣] -يعنى مفارقت مىنمايند از بدنهاى خود.
[٤] -مراد از ملائكه ثمانية فرشتگانى هستند كه حمله و حافظان عرشاند و سابقا در حرز حضرت امام محمد تقى جواد ٧ اشاره به بعضى از احاديث كه در اين باب وارد شده نموده. و اللَّه يعلم
[٥] -تكرار جهت تبرّك و تأكيد است.