ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٧٤ - ١٣ - حرزهاى حضرت امام محمد تقى
روزگار را ما بين مردمان و مىنشانى تو ايشان را[١] بر حالى بعد از حالى، سؤال مىنمايم ترا به اسم تو كه نوشته شده است بر سرا پرده شرف،[٢] و سؤال مىكنم ترا به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپرده امور پنهان كه پيشى گرفته و بلند مرتبه و نيكو و بسيار خوب و با طراوت است پروردگار فرشتگانى كه هشت است[٣] عدد آنها و پروردگار عرشى كه حركت نمىكند.[٤] و سؤال مىكنم از تو به چشمى كه نمىخوابد و به زندگى كه نمىميرد، و به روشنى روى تو كه خاموش نمىگردد و به آن اسم كه بزرگتر است از همه بزرگتر است بزرگتر است و به آن اسم كه عظيمتر است[٥] عظيمتر است عظيمتر است آن چنانى كه او شامل است به پادشاهى آسمانها و به زمين و به اسمى كه روشن گرديده است به سبب آن آفتاب و نورانى شده است به سبب آن ماه و پر شده است به سبب آن درياها و قرار گرفته است به سبب آن كوهها و به اسمى كه بپا ايستاده است به سبب آن عرش و كرسى، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپرده عرش، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپرده بزرگى، و به اسم تو كه نوشته شده است بر سراپرده جمال،[٦] و به اسم تو
[١] -يعنى: مردمان را مىنشانى و امر مىنمائى كه به حالى بعد از حالى مرتكب شوند و اقدام نمايند كه آن حالات يك ديگر را مطابق و شبيه هستند، و مراد به آن يا احوالات مرگ و سختىهاى آن و هولهاى روز قيامت است و يا مراد حالات ابتداى وجود است تا انتها از علقه بودن و مضغه شدن و گوشت به هم رسانيدن و روح تعلق گرفتن به او و متولّد شدن و شير خوردن و از شير باز شدن و صبى گرديدن و بالغ شدن و جوان شدن و به سن كهولت رسيدن و پير شدن و فوت شدن، و بعضى گويند كه مراد حال مردن است كه بعد از زندگى مىباشد و بعد از آن زندگى در قبر است كه بعد از مرگ باشد و پس از آن مردن در قبر است و در آخر زنده شدن در روز قيامت و از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق ٨ منقول است كه فرمودند: مراد از حال بعد از حال، احوال اين امّت و انكار نمودن ايشان امر ولايت و خلافت را است و غدر و حيله نمودن و شهيد كردن مر ائمه و اوصيا را كه بعد از طريقه و احوال بنى اسرائيل است كه پيغمبران و اوصيا را انكار نمودند و ايشان را كشتند و شبيه و مطابق است احوال اين امّت با احوال امّتهاى سابقه طابق النّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة. و اللَّه يعلم.
[٢] -پوشيده نماند كه مجد و شرف را تشبيه به سراپرده نمودهاند در اين كه همچنان كه سراپرده و خيمه شامل و محيط مىباشد و شخصى را كه در اندرون آن باشد، همچنين مجد و شرف نيز شامل و محيط است شخصى را كه صاحب اين صفت بوده باشد و او را فرو گرفته و بر اين قياس است فقرههائى كه بعد از اين مذكور مىشود. و اللَّه يعلم
[٣] -مراد از ملائكه ثمانيه فرشتگانى هستند كه حمله و حافظان عرشند و از حضرت پيغمبر مروى است كه حمله عرش در دنيا چهارند يكى از ايشان به صورت انسان است كه از خداى تعالى جهت بنى آدم طلب رزق مىنمايد و ديگرى به صورت خروس است كه روزى جهت مرغها مىطلبد و يكى از آنها به صورت شير است كه روزى جهت درندگان مىطلبد و آن ديگرى به صورت گاوى است كه طلب روزى جهت ساير حيوانات مىنمايد و چون روز قيامت شود خداى تعالى چهار فرشته ديگر به مدد ايشان فرستد كه مجموع هشت فرشته شوند، چنان كه در قرآن مجيد وارد شده كه« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» يعنى عرش پروردگارت را بر مىدارند بر بالاى سرشان در روز قيامت هشت فرشتگان و از حضرت امام جعفر صادق ٧ مروى است كه: مراد از عرش علم است و از هشت ملائكه حمله آن هشت شخصاند كه چهار نفر آن از امّتهاى سابقه است و چهار شخص آن از امّت آخر الزمان است. امّا آن چهار نفر اوّلين پس نوح و ابراهيم و موسى و عيسى هستند و امّا آن چهار نفر آخرين پس حضرت محمّد و على و حسن و حسين : هستند. مترجم گويد كه جمع ما بين دو حديث ممكن است و منافاتى ندارند چه مىتواند بود كه هر دو مراد باشد چنانچه بر متامّل مخفى نيست.
[٤] -يعنى از جايى به جايى ديگر حركت نمىكند. اگر مراد به عرش فلك هشتم يا نهم باشد يا آن كه اصلا حركت نمىكند، نه حركت دورى و نه حركت از مكانى به مكانى ديگر، هر گاه مراد از عرش علم يا جسمى ديگر سواى افلاك باشد.
[٥] -ذكر اعظم بعد از اكبر جهت تأكيد است و همچنين تكرار هر يك سه مرتبه از جهت زيادتى تأكيد است.
[٦] -بهاء به معنى حسن و جمال است و چون صفت از براى جناب اقدس الهى واقع شود مراد از آن عظمت است. و اللَّه يعلم