ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - الف دعاهاى رسول خدا
و اى كسى كه عصيان نمودهاند او را پس آمرزيده و اى كسى كه فرا نمىگيرد او را فكرها و اى كسى كه نمىبيند او را چشمى و اى كسى كه نيست پنهان بر او اثرى،[١] اى بلند مرتبه، اى آن كه سخت است ركنهاى او،[٢] اى فرود آورنده قرآن، اى تغيير دهنده زمانه، اى قبولكننده عبادت،[٣] اى آن كه روشن است[٤] حجّت او، اى آن كه بزرگ است شأن او، اى صاحب بخشش و نيكوئى و اى صاحب غلبه و پادشاهى اى مهربان اى بسيار بخشنده، اى پروردگار پرورندگان، اى قبول توبهكننده، اى بسيار بخشنده، اى آزادكننده گردنها از آتش، اى برانگيزاننده ابرها، اى كسى كه هر آن گاه كه خوانده شد اجابت نموده، اى ارزانكننده قيمتها،[٥] اى فرود آورنده بارانها، اى روياننده درختان در زمين بىآب [و اى بيرون آورنده گياه]، اى بيرون آورنده ميوهها، اى هميشه ثابت، اى زندهكننده مردگان، اى قبولكننده پشيمانى از لغزشها[٦]، اى برطرف كننده اندوهها، اى كسى كه دل تنگ نمىگرداند او را آوازها و پنهان نيست بر او گفتارها و نمىپوشاند او را تاريكىها، اى بخشنده طلبيدهشدهها، اى سزاوار نيكوئىها، اى دفعكننده بلاها،[٧] اى قبولكننده توبهها، اى قبولكننده تصدّقها، اى داناى امرهاى پنهان، اى برآورنده دعاها، اى بلندكننده مرتبهها، اى برآورنده حاجتها، اى رحمكننده اشكهاى چشم، اى برآورنده مطلبها، اى فرو آورنده خير و خوبىها، اى گردكننده پراكندهها، اى برگرداننده آنچه برطرف شده است، اى حسن زمينها و آسمانها، اى آن كه وسيع و تمام است نعمتهاى او، اى برطرف كننده دردها، اى شفا دهنده بيماريها، اى محلّ قرار بخشش و كرم، اى بخشندهترين بخشندگان،
[١] -اثر چيز بقيّه يا امرى است كه نقش از آن چيز باقى ماند مثل بقيه رنگى در جامه يا جاى قدم بر روى زمين.
[٢] -مراد از اركان خداى تعالى صفتهاى ثبوتيّه كماليّه است كه عمده و منشأ ساير صفات هستند و مىتواند كه مراد انبيا و اوصيا و ائمّه عليهم السّلام بوده باشند كه همگى اركان دين خدا هستند، و محتمل است كه ركن به معنى عزّت و قدرت و قوّت باشد. و اللَّه يعلم
[٣] -مراد از قربان هر عبادتى است كه سبب نزديكى به خدا و رضامندى الهى شود مثل نماز و روزه و زكاة و صدقه و ساير عبادات چنان كه در حديث وارد شده كه« الصّلوة قربان لكلّ تقىّ» يعنى نماز سبب نزديكى به خداى تعالى است از براى هر پرهيزكارى. و اللَّه يعلم
[٤] -يعنى آن كه روشن و واضح است براهين و دلايلى كه دلالت مىكنند بر وجود واجب الوجود چنان كه مخفى و پوشيده نيست بر كسى كه در آنها تأمّل نمايد يا آن كه مراد انبيا و ائمّه عليهم السّلام هستند چنان كه در احاديث وارد شده كه ائمّه عليهم السّلام برهانها و حجّتهاى خداى هستند. و اللَّه يعلم
[٥] -در احاديث وارد شده كه ارزانى تسعيرات اشياء و گرانى آنها به يد قدرت اللَّه تعالى است و بندگان را در آن اختيارى نيست و اين ظاهر است. و اللَّه يعلم
[٦] -يعنى لغزيدن و به سر در آمدن و اين كنايه از گناهان است.
[٧] -بليّة در اصل به معنى آزمودن و امتحان كردن است و آزارها و تعبها را بليّه گويند از جهت آن كه به سبب آنها خداى تعالى بندگان خود را امتحان مىكند و فايده امتحان كردن خداى تعالى بنده خود را اتمام حجّت است بر او يا اظهار حال او است بر ديگران چنان كه سابقا در قنوت حضرت امام حسين ٧ اشاره شد. و اللَّه يعلم.