ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٦٥ - الف دعاهاى رسول خدا
است در روزى كه البته واقع مىشود،[١] رحمكننده آمرزنده مداراكننده جزا دهنده است،[٢] همه سپاس از براى خداى كه پروردگار بزرگ است و همه ستايش از براى خداى پادشاه رحمكننده است، اوّل همه چيز و دائمى است، آفريننده عرش و آسمانها و زمينهاست و اوست شنواى[٣] داناى، قبولكننده توبه است، جزا دهنده كردار است، حلمكننده غلبهكننده مهربان است، اوّل اشياء و آخر همه چيز است، هويدا و پنهان است، هميشگى به خود برپاست، روزى دهنده حيوانات وحشى و جانوران است، صاحب بخششها و منعكننده بليّههاست، شفا مىدهد بيماران را و مىآمرزد مر گناهكاران را و در مىگذرد از گناه پشيمانان و دوست مىدارد صالحان را و جاى مىدهد گريختگان را و مىپوشاند عيب گناهكاران را و امان مىدهد ترسندگان را، منزّهى تو، نيست خدائى مگر تو كه بخشنده عبادت كرده شدهاى، در هر جايى مىآمرزى گناهان را و مىپوشانى عيبهاى بندگان را، جزا دهنده شكرى، حلمكنندهاى، دانائى[٤] به نهايت و منتهاى هر چيز، روياننده زراعتها و درختانى، شكافنده دانههائى، صاحب قهر و غلبهاى، بىنياز از مخلوقاتى، قسمتكننده روزيهائى، داناى امور پنهانى، توئى آن كه نيست مثل و مانند تو چيزى و تو بر همه چيز حاضر و گواهى، توئى آن كه در مىگذرى از گناه كار بعد از آن كه غرق شود در گناهان، توئى آن كه همه چيز را، آفريدهاى، بر مىگردند به سوى تو به سبب نسبت داشتن به تو،[٥] بيامرز براى من گناه مرا چنان كه فرمودهاى تو كه بخوانيد مرا تا آن كه برآورم حاجت شما را تو به وعده خود بسيار راستگوئى، خلاصى ده مرا از همّها و غمّها[٦] و اندوهها، توئى و فريادرس هر اندوهناكى و توئى آن كه گفتهاى كه نااميد مگرديد از رحمت من و حال آن كه تو به گفتار خود نيستى دروغگوى، نگاهدار مرا از بليّههاى دنيا و آخرت
[١] -يا آن كه واقع مىشود در آن روز حساب و عقاب، و بر هر تقدير مراد روز قيامت است. و اللَّه يعلم
[٢] -يعنى جزا و ثواب مىدهد كسى را كه شكر نمايد او را.
[٣] -يعنى مىشنود سخنان و دعاهاى بندگان را و مىداند مطلبها و حاجتهاى ايشان را. و اللَّه يعلم
[٤] -يا آن كه دانائى به احكام شرعيّه يعنى به مصلحتهائى كه در احكام شرع است يا آن كه دانائى به گناهان بندگان كه موجب حدّ هستند. و اللَّه يعلم
[٥] -يعنى به سبب قرب و نسبتى كه دارند به تو يا آن كه همگى منسوبان و بندگان تو هستند و به تو نسبت دارند و توقّع مرحمت از تو دارند چنان كه بندهاى كه منسوب به آقاى خود است توقّع احسان از او دارد. و اللَّه يعلم
[٦] -سابقا اشاره به فرق ميان غمّ و همّ شده احتياج به اعاده نيست.